هفت چرخ و كوكبش با گوى خاك و جوهرش * امر ده بر اين و آن كيخسرو باداذ باذ
خلق را تا جاوذان و خويشتن بر تخت ملك * غم زداى و شاذمان كيخسرو باداذ باذ
شير با شمشير و كوه پاى بر جا در مصاف * اين معمّا را بيان كيخسرو باداذ باذ
اعور دجّال ظاهر شذ درين طوفان غم * مهدى آخر زمان كيخسرو باداذ باذ
بيشهء رزم عدورا روز هيجا شيروار * اوفتاذه در ميان كيخسرو باداذ باذ
شهريارى كآستانش را بوند از منقبت * سر نهاذه گردنان كيخسرو باداذ باذ
پيش هر شاهى و از هر عهد و قولى تا ابد * سرخ رو چون ارغوان كيخسرو باداذ باذ
شهريار و كامران فرمان ده و سلطان نشان * در زمين و آسمان كيخسرو باداذ باذ
شذ عقيم اين آشيان سلطنت باز اى خذاى * فرخ اقبال آشيان كيخسرو باداذ باذ
در هزيمتهاى دشمن از پس او روز رزم * همچو اژدرها دمان كيخسرو باداذ باذ
باذ بستان جهان ز انصاف شه آباذ و پس * با طرب در بوستان كيخسرو باداذ باذ
مادحانش را كز اطراف ممالك مىرسند * مايه بخش بحر و كان كيخسرو باداذ باذ
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: محمد بن علي بن سليمان الراوندي
ص٤٦٦