پياذگانرا چهار بر ميمنه و چهار بر ميسره در طول بداشتند از جانبين و درين تعبيه قلب و جناح و ميمنه و ميسره ظريفترست و سير و ضرب بر قاعدهء شطرنج قديمست و هر پياذه كه بسير بنهايت خانهاى خصم رسذ از جانبين فرزين شوذ در مقابل خانهء خويش مثلا هرگه كه پياذهء شاه بنهايت خانهء شاه خصم رسذ فرزين شوذ و جمله را هم برين نسق « 1 » است ، و فيلها هر چهار « 2 » برهم مىباشند « 3 » و يكديگر را ضرب كنند « 4 » ، و چون شاه در حصن بوذ نه او كس را ضرب كنذ و نه كس او را برانگيزانذ ،
باب دوّم كه روميان نهاذند « 5 »
هشت عدد آلت بر شطرنج « 6 » قديم زيادت كردند چهار اسد و چهار پياذه و اسد را بعضى شتر كنند و رقعهء [ ى ] ساختند « 7 » ده در ده چنانك صذ خانه باشذ و در زوايا چهار حصن ساختند بيرون از صذ خانه ، و تعبيه هم بر قاعدهء شطرنج قديمست و سير و ضرب همچنان ، و اسدها را در زوايا نشاندند « 8 » و سير و ضرب اسدها بر زواياست چون سير فيل الّا آنست كه فيل يكخانه بگذارذ « 9 » و بدوّم روذ و اسد دو بگذارذ و بسوّم روذ ، و فيلها بهم نرسند و اسدها ملاقيند بهم رسند و يكديگر را ضرب كنند ، و اين چهار خانهء حصن كه بر زواياست چون شاه را انديشهء [ ى ] باشذ « 10 » بسير درين خانه « 11 » روذ و اگرچه شاه خصم بسير محاذى وى شوذ باك ندارذ ، و اگر آلتى « 12 » ديگر از آن خصم در پهلوى « 13 » وى افتذ او را ضرب نتوانذ كرد تا آنگاه كه آمن شوذ « 14 » و بدر آيذ نه او كس را ضرب كنذ و نه كس او را برانگيزانذ كه اين خانهاى حصن خوذ خارج بساط و رقعهاند ، و درين دو باب كه روميان نهاذند حكمت
هامش
( 1 ) ن ا : نسق ؟ ؟ ؟
( 2 ) ن ا : حهار
( 3 ) ن ا : باسند ؟ ؟ ؟
( 4 ) ن ا : كنند ؟ ؟ ؟
( 5 ) ن ا : نهادند ؟ ؟ ؟
( 6 ) ن ا : سطرنح ؟ ؟ ؟
( 7 ) ن ا : ساختند
( 8 ) ن ا : نشاندند ؟ ؟ ؟
( 9 ) ن ا : بگدارذ ؟ ؟ ؟
( 10 ) ن ا : باسذ ؟ ؟ ؟
( 11 ) ن ا : حانه ؟ ؟ ؟
( 12 ) ن ا : آلى
( 13 ) ن ا : پهلوى
( 14 ) ن ا : سوذ ،