بوذ و بتابستان سغد سمرقند « 1 » ، و سلجوق را چهار پسر بوذند ، اسرائيل « 2 » كه هفتم جدّ سلطان قاهر عظيم الدّهر غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح كيخسرو بن السلطان قلج ارسلان خلّد اللّه ملكه « 3 » بوذ بزرگتر و از همه داناتر بوذ ، و چون برو ظلم رفت و بسبب غدر محمود سبكتگين با او براذران برخاستند و خويشان كين خواستند ملك بگرفتند و اعقاب ايشان ملكتى فسيح و دولتى عريض بيافتند و جهان ازيشان بياسوذ و معمور بوذ تا بذينحال كه چشمزخم رسيذ و بيشتر اولاد ايشان منكوب شذند و در قلاع محبوس ماندند ملك تعالى از نسل اسرائيل سليمانى را بفرستاذ كه ملك موروث او نموذار عهد نوشروانست و سليمانوار آدمى و ديو و پرى و وحش و طير [ در ] حضرتش سماطين خدمت خواهند كشيذ و ركاب او در جهانگيرى سير
غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
« 4 » پيشه خواهذ گرفت ، ملكا و پروردگارا اطناب سراپردهء دولت او با دامن قيامت پيوسته دار ، و بعد از اسرائيل ميكائيل بوذ و يونس « 5 » و موسى بيغو « 6 » ، شعر :
چنان چون سزذ پاذشاهان داذ * بزرگ و خرذمند و نيكونژاذ
و چون سلطان محمود سبكتگين با ايلك خان صلح كرد و محمود بكنار جيحون آمذ « 7 » و بهم رسيذند و يكديگر را بديذند و بمواثيق و عهود
هامش
( 1 ) ز ن ص 5 ، تگ ص 434
( 2 ) ز ت : بيغو ارسلان المدعوّ اسرائيل ، ز ن :
بيغو ارسلان ، اآ : ارسلان
( 3 ) ن ا بىحركات
( 4 ) قر : 34 ، 11
( 5 ) ز ت و زن و ا آ هيچ ذكر او نكردهاند
( 6 ) ز ن و ا آ و تگ : فقط « موسى »
( 7 ) ايلك خان از جملهء ملوك ترك ماوراء النّهر معروف بخانيّهء افراسيابيه بوده است ، اسمش نصر بن على بن موسى بن ستق است و ايلك خان لقب اوست ، از سنهء 383 - 403 سلطنت نمود ( حواشى چهارمقاله ) ، ميان او و سلطان محمود در سنهء 396 مصالحت رفت ولى چنان كه از كتب ديگر مثل تاريخ ابن الاثير معلوم مىشود كه سلطان محمود خود براى اين مصالحت نيامده بود بلكه بواسطهء مراسلت عهد و پيمان در ميان رفت ، و صلحى كه مقصود مصنّف است در سنهء 419 ( و بقول صاحب زين الاخبار در سنهء 415 ) در ميان سلطان محمود و قدر خان رفته بود و اينقدر خان كه برادرزادهء ( ؟ ) ايلك خان سابق الذّكر بوده است تا سنهء 423 سلطنت نمود ( ر ك