دو بيتى معروف زير يكى از سه تن بزرگترين شاعرانى شمرده شده كه ايران به وجود آورده است :
در شعر سه تن پيمبرانند * قوليست كه جملگى برآنند
فردوسى و انورى و سعدى * هرچند كه لانبى بعدى
با اين حال براى دانشجوى اروپايى كه مشغول تحصيل ادبيات فارسيست ، نظر نقادان ايرانى دربارهء همپايه قرار دادن انورى با فردوسى و سعدى ، يا برتر شمردن او از ناصر خسرو و نظامى مايهء حيرت خواهد بود . ولى دليل عمدهء اين امر آنست ، همچنانكه قبلا اشاره كردهام مديحه هرچند استادانه ساخته شود - كه بسيارى از قصايد انورى مدحيات بود - بندرت موجب پيدايش شور فراوان مىگردد ، مگر در دل كسى كه خود مدح شده و استادى شاعر را تحسين مىكند . ميرزا محمد ( قزوينى ) يكى از دوستان من كه از بزرگترين فضلا و محققان ايرانيست و ملاقات او بزرگترين سعادت زندگيم بوده ، برآنست كه اعتبار انورى ، عمدة به خاطر تعداد نسبتا معدود قصايد اوست كه در مدحيات نيست ؛ و احتمالا اين نظر درست است . انورى در اشكال ديگر شعر مانند غزل و رباعى داراى امتياز خاص نيست ، هرچند مقطعات او نشان - دهندهء خصيصهء نيرومنديست .
در مراجعه به حوادث زندگى انورى ، كمتر اطلاعات معتبر در دست داريم ؛ با اين حال مطالعهء دقيق و انتقادى اشعار او بىشك ما را با مدارك تازه وگرانبهايى آشنا خواهد ساخت كه تاكنون بدانها اشارهيى نشده است . از منابع ديگر اطلاعات كمى بهدست مىآيد كه بتوان بدانها اعتماد كرد .
عوفى در لباب الالباب ( ج 2 ص 125 - 138 چاپ اينجانب ) مطابق معمول عملا چيزى نمىگويد مگر اينكه شاعر در نجوم ، هندسه و منطق استاد بود . موضوعى كه از منابع ديگر بر ما معلوم است ، مخصوصا از يكى از اشعار خود انورى كه در تاريخ گزيده نقل شده « * » و در آن براين كمالات موسيقى ، الهيات ، طبيعيات و احكام نجوم را
هامش
( * ) براى متن و ترجمهء آن نگاه كنيد به ص 7 - 8 شرح احوال شعراى فارسى مندرج در تاريخ گزيده ( مجلهء انجمن سلطنتى آسيايى ، اكتبر 1900 ) در تجديد چاپ جداگانه . همچنين متن آن را مى - توان در ص 704 - 5 چاپ سنگى لكهنو مورخ 1297 ق ( - 1880 م ) پيدا كرد .