فصل ششم چهار شاعر بزرگ آخر قرن ششم هجرى ( - دوازدهم ميلادى ) انورى ، خاقانى ، نظامى گنجوى و ظهير فاريابى
قصد اينست كه در اين فصل از ترادف تاريخى حوادث ، كه تاكنون مورد توجه قرار دادهايم ، اندكى چشمپوشى كنم و چهار شاعر دوران متأخر سلجوقى را با هم مورد مطالعه قرار دهم . اين چهار تن به اعتقاد عموم همميهنانشان در شمار بزرگترين استادان شعرند كه ايران در دامان خود پرورده است . آنان دقيقا با يكديگر معاصر نيستند ، و تنها يكى را مىتوان شاعر سلجوقى ناميد ؛ ولى از آنجا كه در جهان ادب فارسى چهره - هايى مهمتر از آنند كه بتوان از آنان باختصار درگذشت ، شايسته است كه در فصل واحدى مورد تحقيق و تطبيق قرار گيرند . اين چهار شاعر عبارتند از انورى اهل خاوران خراسان ، كه هرچند سى يا چهل سال پس از سنجر زندگى كرد ، شهرت خود را در دوران حكومت اين فرمانروا بدست آورد ؛ خاقانى ، شاعر شيروانشاه ، متولد گنجه ( اليزاوت پل حاليه ) در سال 500 ق ( - 1106 - 7 م ) ؛ نظامى ، كه او نيز قريب سى و پنج سال بعد در گنجه متولد شد ؛ و ظهير الدين فاريابى متولد فارياب در نزديكى بلخ ، كه در حصهء اخير قرن ششم هجرى ( - دوازدهم ميلادى ) به ترتيب به دربارهاى طغانشاه در نيشابور ، حسام الدوله اردشير در مازندران و اتابكان آذربايجان رو نهاد و سرانجام تقريبا در آغاز سدهء هفتم ( - سيزدهم ) در تبريز درگذشت .
انورى
از اين چهار شاعر ، مسلما انورى مقدمتر و مشهورتر از ديگرانست ؛ حتى در