بدرستى معلوم نيست ، تنها مىتوان گفت مقارن آغاز دومين هزارهء زاد روز مانى ، سومين هزارهء زرتشت و هزارهء طوفان ( به اعتقاد اهل زمان ) بوده است « * » .
با نفرتى كه انورى از محيط خويش داشته است ، دل بستن به چنين توهمى شگفت نيست . چرا كه او در قطعهيى مىگويد :
ربع مسكون آدمى را بود ديو و دد گرفت * كس نمىداند كه در آفاق انسانى كجاست
دور دور خشكسال دين و قحط دانش است * چند گويى فتحبابى كو و بارانى كجاست
من ترا بنمايم اندر حال صد بوجهل جهل * گر مسلمانى تو تعيين كن كه سلمانى كجاست
آسمان بيخ كمال از خاك عالم بركشيد * تو ز نخ مىزن كه در من گنج پنهانى كجاست
خاك را طوفان اگر غسلى دهد وقت آمدست * اى دريغا داعى چون نوح طوفانى كجاست
از اين گذشته در تواريخ معاصر با واقعه از انورى طورى سخن رفته كه گويى در آن هنگام زنده بوده است . از سوى ديگر از اشعارى كه پيداست انورى آنها را در سن كهولت سروده است نوعى احساس ندامت و گرايشهاى مذهبى مشهود است و ممكن است اين تأثرات او را در اظهار چنين پيشگويى مشوق بوده باشد .
9 - از خلال اشعار انورى پيداست كه پدر انورى در حدود سال 540 درگذشته است و پس از آن نگهدارى مادر و دو سه تن خواهر و برادرش به عهدهء او مانده است .
همچنين ، شايد بتوان قبول كرد كه او برادرى داشته كه به كار كشاورزى مشغول بوده است .
انورى از ازدواج و زندگى خانوادگى خويش مىنالد و پيداست كه بدون فرزند نبوده و دستكم بيش از دو فرزند داشته است .
10 - انورى در نيشابور ، سرخس ، مرو ، بلخ ، هرات ، هزار اسب ، ترمذ ، موصل
هامش
( * ) در زمينهء اعتقادات مربوط به هزاره ن ك تاريخ و تقويم در ايران از ذبيح بهروز