دو راهب فرستادهء پاپ ديده مىشدند ، كه يكيشان ژان پلان كارپينى بود و ما قبلا به يادداشتهايش اشاره كرديم . راهب دومى نامههايى از پاپ به تاريخ ربيع الاول 643 ق ( - اوت 1245 ) تقديم داشت ، بهخاطر دو تن از وزيران كيوك به نامهاى كدك و چينقاچ كه به كيش مسيحى درآمده بودند ، نامههاى او حسن قبول يافت و نفوذ ايشان سبب شد تا اربابشان بدانها با علاقه بنگرد ، ولى نمايندگان خليفهء مؤمن و شيخ الجبل ملحد مرخص شدند ، با تهديد به اينكه هرچه زودتر بروند بهتر است . البته مسيحيان از فجايعى كه در روسيه و لهستان بر سر همكيشانشان آمده بود ، يكسره چشم پوشيده بودند و مغول را به عنوان براندازندگان قدرت مسلمين تحسين مىكردند . « * » علاوه بر نمايندگان فرستادهء پاپ به قورولتاى بزرگ ، در 645 ق ( - 1247 م ) يك هيئت دومينيكى به ايران نزد بايدو فرستاده شد ، در حالى كه هيئت ديگرى به رياست روبروكى ( گيوم دورويسبروك ) در 19 شوال 646 ق ( - 10 فوريه 1249 م ) از سنت - لوئيس در نيكوزيا پايتخت قبرس بهراه افتاد . اين هيئت نتوانست پيش از پايان 651 ق ( - 1253 م ) به قراقوروم برسد در اين هنگام منگو جانشين كيوك شده بود .
سلطنت منگو
كيوك در 9 ربيع الثانى 647 ق ( - آوريل 1248 ) درگذشت و پسر عمش منگو پسر تولوى ، پسر چنگيز به جايش نشست و در ذيحجهء 648 ق ( - اول ژوئيه 1251 ) تاج بر سر نهاد . نوادگان اوگتاى سخت برآشفتند از اينكه قدرت فائقه از شاخهء خانوادگيشان بدررفته ، و بر ضد او به توطئه چينى پرداختند ، ولى پيش از آنكه منشأ اثرى شوند ، دستگير و طعمهء مرگ شدند . در همان قورولتاى 648 ق ( - 1251 م ) دو لشكركشى بزرگ تصويب شد ، يكى بر ضد چين و ديگرى بر ضد ايران . اولى به قوبيلاى واگذار شد و دومى به هلاكو . اين هردو برادران امپراطور منگو بودند . با ورود هلاكو به ايران ما وارد دومين دوران از مراحل سهگانهء استيلاى مغول مىشويم ( 654 - 95 ق - 1256 - 95 م ) كه دوران ايلخانان كافر ناميده مىشود . در اين دوران
هامش
( * ) دوسون ، ج 2 ، ص 240