تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
دهد ، به وسيلهء سپاه 000 ، 30 نفرى مغول به فرماندهى نويان چرماغون غافلگير و ناچار به جنگ مىشود و پيروزمندانه گنجه ( اليزاوت پل حاليه ) را مىگشايد . ولى از اين پس ظاهراً ستارهء اقبال او در تراجع است و نيرويش در زوال ؛ او به ميخوارگى مىپردازد و بىتصميمى ، ماليخوليا ، و حتى سستى عزم در او رشد مىكند ؛ چندانكه در مرگ قليج اسب محبوبش اندوهى فوق العاده و نامعقول بر او چيره مىشود ، و سرانجام ، هنگام فرار از سپاهيان مغول ، در 15 شوال 628 ق ( - 15 اوت 1231 م ) در روستايى كرد نشين كشته مىشود . دربارهء فرجام كار او چنان عدم اطمينانى وجود داشت كه حتى ابن اثير مورخ بزرگ خود را از تعيين آن عاجز مىشمارد ، و تا بيست و دو سال پس از مرگ او پيوسته شايعاتى در ايران رواج مىيافت كه او دوباره ظاهر شده است ، در حالى كه بسيارى از شيادانى كه خود را به‌جاى وى معرفى كرده بودند به دست مغول دستگير ، مجازات و كشته مىشدند . « * » البته ، اين پديده در مورد قهرمانى ملى كه آخرين اميد ملتى شكست خورده است ، منحصر بفرد نيست ، مثلا همين اتفاق در مورد هارولد انگليسى خودمان پيش‌آمد ، و اين معادله در اين امر نيز صادق است كه سنن ملى در هردو مورد قهرمان را به صورت زاهدى نشان مىدهد كه دست از دنيا مىشويد ، كنج خلوت مىگزيند و سرانجام در عين كهولت در هاله‌يى از تقدس رخت از جهان برمىبندد . « * * »

سلطنت اوگتاى

چنگيز خان در رمضان 624 ق ( - 18 اوت 1227 م ) در بيست و دومين سال فرمانروايى به سن شصت و شش سالگى در چين درگذشت ، ولى دو سال طول كشيد تا شاهزادگان و بزرگان مغول توانستند براى تشكيل قورولتاى و انتخاب جانشين وى از اكناف سرزمينهاى مفتوحه گرد آيند . بنابراين ، انتخاب رسمى پسرش اوگناى تقريباً همزمان بود با مرگ جلال الدين و انقراض سلسلهء خوارزمشاهى . پادشاهى
هامش
( * ) دوسون ، ج 3 ، ص 65 - 66 ( * * ) نگاه كنيد به ترجمهء اين‌جانب از دولتشاه ، ص 147 - 148