اوگناى نسبتاً كوتاه بود ، چون او در جمادى الثانى 639 ق ( - دسامبر 1241 م ) در - گذشت . مرگ او بر اثر علاقهاش به ميخوارگى شديد ، كه يكى از خصايص پست نژاديش بود ، تسريع شد . از حوادث مهم دوران وى ايجاد پايتخت مغولى قراقوروم در 633 ق ( - 1235 م ) ، لشكركشى به ايران به فرماندهى نويان چرماغون و فتح روسيه و لهستان در 634 - 39 ق ( - 1236 - 41 ) بود . اين لشكركشى اخير با همان ترس و وحشتى همراه بود كه قبلا در ايران ايجاد شده بود ؛ مسكو ، رستف ، ياروسلاو ، تور ، چرنيگوف ، كيف ، همچنين كراكوى ، پست و بسيارى از شهرهاى كم آوازهتر طعمهء ستمگرى مغول شد ، و تنها در لهستان 000 ، 270 گوش قربانيان با خونسردى بريده و در توبرههاى فاتحان به نشانهء شجاعتشان گردآورى شد .
سراسر جهان مسيحيت از خبر اين بىرحميها برآشفت و پاپ گرگوار نهم بخشنامهيى به همهء فرمانروايان مسيحى فرستاد كه در آن كوشيده بود تا آنان را به جنگ صليبى بر ضد تاتار تحريك كند . بااين حال در مقايسه با معيارهاى مغولى ، اگتاى به عنوان فرمانروايى نرمخوى و آزاده معروف است و مورخان مسلمان نيز از قبيل نويسندگان تاريخ جهانگشا و طبقات ناصرى ( چاپ
Nassau Lees
ص 380 - 96 ) هردو ، مواردى از نرمدلى او و بيزاريش را از خونريزى بىمورد ارائه مىدهند ، كه به شدت با درنده خويى برادر مهترش جغتاى مغاير است . « * »
سلطنت كيوك
پس از مرگ اوگناى ، بيوهاش توراكينا حكومت را به دست گرفت ، تا پسر ارشدش كيوك برگردد . او به هنگام مرگ پدر به جنگ با روسيه و لهستان اشتغال داشت . قورولتاى بزرگ ، كه او رسماً در آن انتخاب شد ، از لحاظ تعداد نمايندگان خارجى و ملل تابعهيى كه در آن حضور يافته بودند چشمگير بود ، از جمله در ميان ايشان نمايندگان خليفهء بغداد ، شيخ الجبل يا امير الامراى ملاحدهء الموت ، و
هامش
( * ) همچنين نگاه كنيد به تذكرهء دولتشاه چاپ اينجانب ، ص 153 - 54 كه در آنجا دو سه تا از اين حكايات نقل شده است .