تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىخورد و اشعار آن دو همچنانكه ديديم سرشار از اشاراتى به پيچيده‌ترين علوم است . توجه به شعر زير ، كه مشكل بتوان آن را جز اقتباسى از انجيل دانست ، شايد با ارزش باشد :
شتر به چشمهء سوزن برون نخواهد شد * حسود خام طمع گو درين هوس بگداز
من نمىدانم ديوان ظهير بر چه اساس تدوين شده است ، چون ترتيب اشعار آن نه برحسب تاريخ و نه الفباييست . به نظر مىرسد كه سعى شده است بهترين اشعار در آغاز قرار گيرد ، و اين جالب توجه است كه سه شعر از پنج شعر نخستين از طرف عوفى ( لباب ، ج 2 ، ص 298 - 307 ) و چهارمى از طرف دولتشاه ( ص 110 ) به عنوان نمونهء آثار شاعر انتخاب شده است . شعر اول كه شامل سى و هفت بيت است ، به نظر من بهترين شعر تمام ديوان آمد و بحث خود را دربارهء ظهير با نقل چند بيتى از آن خاتمه خواهم داد : « * »
ببين كه تا شكمت سير و تنت پوشيدست * چه مايه جانوران از تو خسته و رنجور چه رنجهاست ز تو بر تن سوام و هوام * چه دامهاست ز تو در دل وحوش و طيور به دشت جانورى خار مىخورد غافل * تو تيز مىكنى از بهر حلق او ساطور كناغ چند ضعيفى به خون دل بتند * تو جمع آرى كاين اطلس است و آن سيفور ز كرم مرده كفن بر كشى و در پوشى * ميان اهل مروت كه داردت معذور ؟ بدان طمع كه دهان خوش كنى ز غايت حرص * نشسته‌يى مترصد كه قى كند زنبور
من نه بدان سبب دربارهء ظهير فاريابى بدين تفصيل نوشتم كه مقام او را با انورى ، خاقانى يا نظامى برابر نهم ، يا قرين فردوسى و ناصر خسرو شمارم ؛ بلكه از انرو كه او را مىتوان نمونهء مشخصهء شعراى دربارى بيشمار عصر و كشورش دانست ، مانند اثير
هامش
( * ) لباب ، ج 2 ، ص 299 - 300