تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
هنوز زين و لگامى اميد مىدارم * و گرنه من به چه دانم كه استرم زينيست ؟
اگر مدح در كار پول سازى با شكست مواجه شود ، ممكنست هجو بسى مفيدتر باشد ؛ چرا كه ، رقبا و دشمنان شخص قربانى آن را بهتر از مدح مىخرند ، همچنانكه ابيات زير نشان مىدهد : -
خدايگانا ، سالى زياد تست كه من * به جام نظم مى مدح تو همى پاشم نديده‌ام ز تو چيزى چنان كه بر گويم * نيافتم ز تو چيزى چنان كه در پوشم به مجلس تو ز جودت مرا سئوال كنند * نهاده بايد ناچار پنبه در گوشم مباش غره اگرچه من از شمايل خوب * حكيم سيرت و نيكو نهاد و خاموشم به گاه نظم چو من بر سخن سوار شوم * كشند غاشيه اقران ز فخر بر دوشم به مدح و هجو همه كس پى شكايت و شكر * چو آفتاب بتابم ، چو بحر بخروشم من ار ز هجو تو بيتى دو بر كسى خوانم * نهند تختهء ديبا همى در آغوشم به زرد و سرخ چو از من هجاى تو بخرند * روا بود كه به نرخ تمام بفروشم
به نظر مىرسد ، اغلب براى كسانى كه نسبت به چاپلوسى حساس بوده‌اند ، تهديد صرف به هجو كافى بوده است تا سر كيسه را شل كنند ؛ چون تعداد فعلى هجويه‌ها در ديوان بسيار كم است . هجويهء زير خطاب به فقيهى محى الدين نام ، داراى ملايمت و نزاكتيست كه در اين‌گونه شعرا بسيار نادر است : -
امام عالم و مفتى خلق محى الدين * تويى به اسب و رخ از كل كاينات فره به مدحت تو دو نوبت قصيده‌ها گفتم * نكرده سعى تو از كار من گشاده گره ز پيش منبر امروز مردكى برخاست * كه « توبه مىكنم از جرمها » تو گفتى « زه » ز مردمانش زر و سيم خواستى و همه * به طوع طبع بدادند بىلجاج و منه ز بهر شعرم چيزى نداديم ، بارى * براى توبه كه كردم ز شاعريم بده
موارد مكرر تقاضاى پول از طرف شاعر و شكايت از وامدارى و بىنوايى را به آسانى مىتوان يافت . شاعر در جايى گويد :
بر در من غريم كرده مقام * همچو اقبال بر در تو مقيم
ولى نمونه‌هاى فوق كافيست و به خوبى لحن و كيفيت همه را نشان مىدهد . دانش ظهير ، علىرغم ادعاهايش ، به مراتب كمتر از انورى و خاقانى به چشم
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 112 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار