فيضآباد سورمق دارد . قريهاى است محقر قريب به سه چهار يك از قنات گوارا و چشمه در تابستان آب دارد . اشجار آن بيد زياد و دو باغ دارد كه بعضى ميوهجات تابستانى از قبيل زردآلو و توت و انگور و قليلى سيب دارد و كليت كفايت اهالى خود را مىنمايد . جاى باصفائى است . جلگه بسيار وسيع در كنار آن واقع شده زراعت آن قليلى غله و ترياك و پنبه و نخود است .
ما يحتاج اردو بايد از حدود سورمق كه سه فرسنگى آن است بايد حمل شود . اين قريه نيز در سمت شمال غربى اقليد به فاصله سه فرسنگ واقع شده و ميوهجات اقليد كه فراوان است به اينجا مىتوان حمل نمود . هواى آن ييلاقيت دارد . كمى ايل عرب كرخى در حدود آن ييلاق نمايند و بيشتر اهالى گلهدار چادرنشين سورمق محض رمهء خود اينجا مسكن نمايند .
بيدبيد در دامنه كوهى واقع شده كه معروف به خمه مىباشد و تنگ بصيران در يك فرسنگى آن واقع است كه رود مختصرى از آنجا جارى است در اطراف اين قريه آهو و در كوهستان آن شكار از هر قبيل مانند بز و قوچ و پازن بسيار است . كوه بل داراى برف است و به ابو الخيال معروف است در پنج فرسنگى آن واقع است . فاصله ما بين بيدبيده « 1 » و خانخوره سه فرسنگ و نيم است . راه آن در جلگه بسيار وسيع و مسطح صاف واقع شده كه فراز نشيب آن خيلى كم و تمام اين دشت بوتهزار و خشك است . كالسكه در كمال سهولت از اينجا ما بين اين دو منزل عبور نمايد و دينارى خرج راهسازى ندارد در طرفين راه به فاصله يك فرسنگ و نيم كوهستان غربى موسوم به ازنه و كوهستان شرقى موسوم به كوهچك كه متصل به كوه فراغه است نمايان
هامش
( 1 ) . در متن خطى گاهى « بيدبيد » و گاهى « بيدبيده » ضبط شده .