تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
هيچ قبيل در اين حدود عبور ننمايند گوسفندان كه قريب چهار هزار رأس است موجود دارند . حكومت اين بلوك در اين اوقات از جانب حكمران فارس به عهده مقرب الخاقان ميرزا حسين خان است و كليه تفنگچى و سوار مستحفظ راه از حد كولىكش الى دو راه ايزدخواست كه آخر خاك فارس است كه بيست و پنج نفراند نيز سپرده به مشاراليه است . چند نفر از سكنه جاليان كه اسامى آنها از قرار ذيل است و اولاد حاجى آقا بابا مىباشند : حاجى رحمت اللّه ، محمد حسين ، اكبر ، ابراهيم ، شكر اللّه ، چند سال است كه از شرارت و قتل و غارت خوددارى ندارند به نوعى كه فتح اللّه نام برادر صلبى خود را در راه فراغه مقتول و محروق نمودند و از اين فقره چندان انديشه نكردند جز آنكه چندى متوارى بودند و حال مشغول خانه‌شكافى و سرقت دهات اطراف مىباشند تا چه حكم شود . صابون سورمق و دهات اطراف آن خالى از امتياز نيست ، اغلب بقول هميشه در اين حدود آماده است .

منزل پنجاه و يكم اردوى مبارك قريهء آباده است

شرل منزل آباده را در امتداد منازل راه اصفهان به عرض رسانيده‌ايم . فاصله ما بين سورمق و آباده سه فرسنگ و سه ربع است . راه آن در امتداد شمال شرقى است . تمام اين طول از حركت سورمق آباده در صحرائى واقع شده كه ابدا نشيب و فرازى ندارد ، صاف و مسطح است . كالسكه در نهايت سهولت بدون دينارى مخارج تعمير از قبيل تسويه و پل‌سازى و غيره ندارد اين جلگه در امتداد صحراى سابق الذكر سورمق و خان‌خوره است از طرفين جاده كوهسار چنار از سمت يسار به فاصله دو فرسنگ و به رشته‌كوه بيدك از سمت يمين كه