تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
وصل شود تقريبا به همان فاصله نمايان است . از قرار مذكور اين دو كوهسار و جلگه ما بين از هر نوع شكار كوه و مخصوصا شكار گور اغلب يافت شود و در جلگه آن آهو نيز گاهى صيد شود تقريبا پس از يك فرسنگ و نيم مسافت كه از بيدبيد پيموده شد در سمت يمين جاده و متصل به راه دهات مشجر با نظارت پرآب جلگهء سورمق به ترتيب ذيل متصل به يكديگر پديد شوند تا به منزلگاه مزبور سورمق رسند : چاليان - ده‌بالا - جافرآباد - دشت‌بيضا - تحت‌رود - فيض‌آباد - سورمق . سورمق قريه‌اى است كه سكنه آن تقريبا سيصد و پنجاه خانوارند در چهار قلعه متصله به يكديگر سكنى دارند . سورمق جزو خاك آباده ايالت فارس است ، هواى آن گرم و خشك مشتمل بر دو رشته قنات كه شش سنگ آب گوارا دارد و باغات مشجر مثمر از هر نوع ميوه‌جات تابستانى مرغوب كه كفايت اهالى را به خوبى مىنمايد مشروب مىكند . چاپارخانه دولتى در اينجاست . سيم خط فارس از اين نقطه عبور نمايد . چندين كاروانسراى خشت و گل به جهت عبور قوافل آماده دارد . يك باب حمام داير و مسجد و تكيه موافق حالت آبادى در آنجا موجود است . زراعت آن غله و ترياك و پنبه و صيفىكارى از هر قبيل در آنجا كشت شود . گذشته از كفايت رعيت و مترددين مىتوانند تدارك ما يحتاج اردوى كيوان شكوه را نمايد . برف از پنج فرسنگى كوه بل و يخ از قصبه آباده كه چهار فرسنگى آن است در صورت وجود حمل شود . اهالى آن رعيت بومى و داراى هيچ هنر و حرفه بعد از مسأله فلاحت جز شرارت كه شرح آن جداگانه به عرض مىرسد ندارند . نوكر ديوانى جز دو نفر غلام مستحفظ راه ندارد . ايلات از