جنت مكان الكاء لرستان را ميانهء هردو برادر قسمت نمود . ايشان به اتفاق يكديگر به حكومت ملك موروث قيام مىنمودند . شاه رستم بر جادهء اخلاص مستقيم بود ، اما محمدى از نادانى به شيوهء تمرد و عصيان سلوك مىكرد . بعد از فوت محمدى شاهويردى ولد او در اواخر زمان [ 48 ب ] شاهزادهء مغفور سلطان حمزه ميرزا و اوايل جلوس شاهى به روميه توسل جسته اظهار اطاعت و انقياد بيگلربيگى بغداد كرده بازگشتى به پايهء سرير اعلى ننمود .
بعد از آنكه ميانهء حضرت پادشاه و روميه صورت صلح نمود تا در سال توشقان ئيل موافق الف هجرى كه سال پنجم جلوس عباسى بود شاهويردى مذكور از حضرت اعلى خايف و از امداد روميان مأيوس گشته طوعا او كرها به دستور زمان شاه جنت مكان اظهار اطاعت اين دودمان كرده به پايهء سرير اعلى بازگشت نمود .
حضرت شاه عفو تقصيرات او كرده او را به لقب ارجمند « خانى » و مصاهرت دودمان عليهء صفويه سرافراز فرمود . همشيرهء او را در سلك پردگيان سرادق سلطنت انتظام دادند .
درين سال كه عبد المؤمن خان اوزبك به خراسان آمده قلعهء نيشابور را محاصره نموده بود موكب اعلى از مشاغل گيلانات فراغت يافته عزيمت سفر خراسان تصميم مىداد و انديشهء كارسازى آن يساق داشتند . اغورلو سلطان بيات حسب الامر به جهت جمعيت لشكر و سامان يساق به بروجرد آمده بود و هنوز لشكر بيات بر سر او جمع نشده بود . شاهويردى خان على الغفله بر سر او لشكر كشيده اغورلو سلطان با او جنگ مردانه كرده درجهء شهادت يافت . چون خبر كشته شدن اغورلو سلطان به سمع جلال رسيد نايرهء غضب شاهانه التهاب يافته انديشهء سفر خراسان از دل بيرون كرده تنبيه او را لازم دانسته از دفع صولت سپاه اوزبك راجح دانستند . اين خبر موحش ، آن عزم لايق را عايق گشته بدين جهت از سر نيشابور گذشته به درويش محمد خان حاكم آنجا اذن صلح و يا آمدن به عراق داده و خود با فوجى از عساكر كه در ركاب شاهى حاضر بودند پاى عزيمت در ركاب آورده متوجه لرستان شدند .
چون آوازهء توجه موكب شاهى به او رسيد از خرمآباد به جانب صدمره رفت و قلعهء خرمآباد به تصرف درآمده الكاى مذكور به مهديقلى خان عنايت شد و از آنجا بهجانب صدمره انعطاف دادند . شاهوردى خان از صدمره فرار نموده به
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٣