كوركوه كه ما بين لرستان و سرحد بغداد واقع است رفت . چون از صدمره تا آنجا بيست فرسخ بود رأى جهانآرا بدان متعلق گشت كه برود ايلغار [ 49 الف ] او را به دست آورد ، يا بالكليه از لرستان اخراج نمايد و آغرق را در صدمره گذاشته با فوجى از غازيان بهرام صولت ايلغار فرموده آن مسافت بعيد را كه تمام كوهستان پرنشيب و فراز است در يك شبانروز طى فرموده چون به پاى كوركوه رسيد
رهى چون ره عشق در پيش آمد * كثير المخاطر خطير العواقب
فرارش چو قدرش بلند و نشيبش * ز بختم نگونتر به چندين مراتب
در آنجا مشخص شد كه شاهويردى خان به حرمان لرستان ساخته خود را به الكاى روميان انداخته . چون داخل الكاى روميه شدن خلاف شرايط صلح بود قدم بازكشيده به اردوى گردون شكوه مراجعه نمودند . سلطان حسين ولد شاه رستم كه از بيم شاهويردى خان فرار نموده درميان كلهر به سر مىبرد روى ارادت به درگاه جهانپناه آورده منظور نظر شاهانه گرديد . ايالت لرستان سواى خرمآباد و توابع كه به مهديقلى خان عنايت شده بود ساير محال به سلطان حسين مذكور عنايت شد .
ريشسفيدان الوار يكصد هزار گوسفند پيشكش نمودند .
و از آنجا به بروجرد نزول اجلال واقع شد و از آنجا به ميان ايل بيات نزول فرموده شاهقلى سلطان برادر اغورلو سلطان را بر ايشان حاكم كرده ، ايل بيات بنابر تقصيرى كه در جنگ اغورلو سلطان و شاهوردى خان نموده بودند موازى سه هزار اسب كره ايقر و ماديان بياتىنژاد و سه هزار تومان زر نقد به ديوان اعلى دادند .
و از آنجا به دار السلطنهء قزوين توجه فرموده در عاشر محرم الحرام داخل شهر شدند . وقايع قتل درويش خسرو قزوينى و يوسفى تركش دوز و آن طايفهء نكبت امور هم در آن سال اتفاق افتاد . هركه طالب شنيدن باشد به تاريخ عالمآرا نظر گشايد .
و هم درين سال مظفر حسين ميرزا بن سلطان حسين ميرزا بن بهرام ميرزا ولايت باختر را به جلال الدين اكبر شاه بدون جنگ و جدال تسليم نموده عازم ديار هندوستان شد .
و در سنهء هزار و يك ولايت اصفهان را از فيض وجود رشك جنان گردانيدند .
و در سنهء هزار و دو چون عبد المؤمن خان از تركستان به خراسان آمده بود نواب شاه جهت دفع او عازم خراسان گرديد . چون خبر آمدن حضرت شاه به