تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
چگنى سپاه طرفين را به افروختن آتش قتال تحريك نمودند . چون بازار گيرودار گرم شد بوداق اغلن چگنى خود را با جمعى از بهادران كارديده بر سپاه خليفه كه به عقيدهء بعضى از مورخين به مرشد قلى خان در نهان همداستان بوده زد و آن لشكر متفرق شده روى به وادى فرار گذاشتند . درين اثنا عليقلى خان با اكثرى از لشكريان كه در ركاب پادشاه بودند از جاى درآمده به ارادهء امداد سليمان خليفه از عقب سپاه بوداق اغلن روان شد . درين وقت معدودى چند در ظل رايت مانده بودند كه به يك ناگاه مرشد قلى خان با سپاه خود از جاى درآمده برگرد آن مركز دايرهء جاه‌وجلال محيط شدند . چون نظر مرشد قلى خان بر جمال فرخنده‌فر مرشد كامل افتاد خود را از اسب انداخته ركاب شهريار را بوسه داد و تا واقف شدن عليقلى خان ، آن حضرت را مرشد قلى خان به لشكرگاه خود رسانيده بود و از ملازمان كه در آن روز در ركاب همايون بودند حسين بيك [ 32 ب ] جلودار بود . به هر تقدير قضيه‌اى كه عليقلى خان در پيش خاطر خود ترتيب داده بود منعكس گشته شكست عظيمى بر لشكر او خورده سرمايهء حيات از دست او بيرون رفت و به نوميدى تمام عازم صوب هرات شد و مرشد قلى خان در ظل رايت فتح آيت گيتىپناه داخل مشهد مقدس و به شرف زيارت امام معصوم مظلوم مشرف شد . آن‌گاه مرشد قلى خان اعيان و اشراف مشهد را از قيد حبس نجات داده جملگى را معذرت خواست و از سركار پادشاهى مخلع نمود و بعد از چند روز سليمان خليفه با سپاه خود به خدمت نواب گيتىستان شتافت و در سلك بندگان خاص انتظام يافت . بعد از سپرى شدن اين مقدمات به جهت جلوس ميمنت مأنوس اختيار ساعت نموده مقرر شد كه جمهور سكنهء مشهد مقدس حرا عبيدا ، صغيرا كبيرا از بلدهء طيبه خروج نموده در اطراف كوه سنگين كه يكى از سيرگاههاى مشهور آن سرزمين است جمعيت كردند و در دامان آن كوه تخت بلند سكّو « 1 » كه به جواهر ثمين بها مزين بود نصب نمودند . در روز . . . « 2 » سنهء اربع و تسعين و تسعمائه اعظم المجتهدين مولانا عبد الله الشوشتر [ ى ] عليه الرحمه كمر آن خسرو خورشيدفر را بربسته در آن ساعت سعد كه
هامش
( 1 ) . شكوه ( چاپ سادات ناصرى ) ( 2 ) . سفيد مانده است .