نصرت آباد بار شود و به جهت وجه نقد كه بعد حسب الحكم اولياى دولت عليّه ايران بايد در هرجا لازم بشود از حكّام گرفته برات به سفارت انگليس داده شود [ و ] به حشمت الملك بنويسند . مأمور مخصوص هم بههمينطور به امير قاينات مرقوم و انفاذ داشتند .
و در اينروز مسموع گرديد كه حضرات صاحبمنصبان انگليس كيسههاى كوچكى دوخته همراه برداشتهاند . هر جا كه مىرسند از گندم و جو و ساير اجناس آنجا براى نمونه برمىدارند .
اين فقره حمل نمونهء آذوقهء مملكت كه بيست سال قبل براين در حين نگارش اين كتاب به فدوى غلام مبهم و نامعلوم بوده و بدين جهت سبب ذكر آن نشده است ، به اين سبب بود كه در ضمن تحرير « استاتيستيك » آن صفحات از قبيل داشتن مقدار نفوس و ادخال و اخراج ثروتى مملكت و قوهء انباتيّهء خاك و دخل و خرج مملكت و طبايع و اخلاق اهالى و غيره و غيره كه منظور اصلى عموم كارگزاران دول خارجه بوده و براى تحصيل اين مقصود سالى مبالغ كثيره مصرف و اشخاص كار فهم مأمور اطراف و جوانب ممالك دول سايره مىنمايند به كار برده . كاش چاكر غلام نيز آن وقتها بصيرت به اين معنى داشته و كتابى كه جامع اين فوايد بود مىنوشت . « * » و در اين مدت اقامت به عزيزآباد به جهت حمل آذوقه معطلى حاصل گرديد .
روز 4 [ ذى القعده ] - برحسب خواهش مأمور انگليس كه به موجب تلغرام سفارت دولت متبوعهء خودشان انتظار ورود غلام سفارت را داشت توقف و بنه را به كهور منزل [ 39 ] روانه كرديم . تا غروب خبرى از آمدن غلام سفارت نشد .
روز 5 [ ذى القعده ] - به اتّفاق مأمور انگليس از عزيزآباد حركت و به كهور منزل كه پنج فرسخ مسافت مىشود وارد شديم . محل مزبور صحراى مسطّحى است خالى از آب و آبادانى ، ليكن در دو فرسخ به اينجا مانده دو قطعه ده معتبرى است يكى مشهور به نعيمآباد [ 40 ] و مشتمل است بر پنجاه و شصت خانوار ، و يكى موسوم به فهرج [ 41 ] است كه صد و پنجاه خانوار مىشود . و خود كهور منزل يك رشته قناتى دارد آبش شور و بىمزه است . در اين منزل يكى از غلامان سفارت انگليس با جمازه وارد و فرمان لقب سرّى مأمور مخصوص انگليس را با نوشتجات
هامش
( * ) اين بند را مؤلف بيست سال پس از زمان تحرير سفرنامه بر آن الحاق كرده است . ( ا . ا . )