5 - تا سعادت آباد 19
6 - تا كرشول « 1 » 12
7 - تا قادرآباد 22
8 - تا دهبيد 35
9 - تا خانخره 19
10 - تا سورمق 25
11 - تا آباده 16
12 - تا جعفرآباد 20
13 - تا يزدخواست 24
14 - تا امينآباد 13
15 - تا مقصود بيگ 13
16 - تا قمشه 16
17 - تا مهيار 20
18 - تا قلعه شور 23
19 - تا اصفهان 9
جمع 321 ميل - 107 فرسخ
چهارشنبه 12 سرطان [ 1302 ]
صبح رفتم حمام ، از آنجا آمدم منزل . امير خان آمد آنجا . به اتفاق با درشكه رفتيم تا اداره راه . برگشتيم به مهمانخانه كه در چهار باغ جديدا تأسيس شده ، قدرى شراب و ناهار خورديم . دو ساعت بعد از ظهر آمدم منزل . چهار تلگراف از سيف الله خان رسيده بود كشف كردم و سواد آنها براى امير لشكر فرستاده شد .
سه ساعت به غروب مانده سرماك كرمك مستشار ماليه آمد ديدن رئيس .
مشار اليه با مقوّم كه يكى از اقوام يعنى پسرخالهء سرتيپ و گويا يكى از وكلاى دورهء پنجم است براى مميزى حوالى اصفهان آمدهاند . شب شام نخورده خوابيديم .
سردار اعظم و لطف الله خان آنجا بودند .
معلوم شد انقلابات غريبى در اصفهان بوده و بالغ بر بيست روز است كه دكاكين بسته و راجع به تحديد ترياك از اهالى متظلم هستند . در اثناى اين انقلاب حكومت نظامى اعلام و يك دسته دو سه هزار نفرى از اهالى دهات كه براى همين مقصود به شهر مىآمدهاند با نظاميها در حوالى شهر معترض و از طرف نظاميها شليك شده و چهار پنج نفر مقتول شدهاند و عدهاى را هم دستگير كرده به فرحآباد مىفرستند . ياور امير حسين خان آنها را چوب زده و ريش و سبيلشان را مىتراشد .
در نتيجهء اين اقدام مشار اليه از رياست مدرسه معزول و موقتا حبس مىشود .
افتخار التجار برادر امين التجار را نيز به سمت شيراز تبعيد مىكنند .
هامش
( 1 ) . ظ : كردشول