تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
5 - تا سعادت آباد 19 6 - تا كرشول « 1 » 12 7 - تا قادرآباد 22 8 - تا ده‌بيد 35 9 - تا خان‌خره 19 10 - تا سورمق 25 11 - تا آباده 16 12 - تا جعفرآباد 20 13 - تا يزدخواست 24 14 - تا امين‌آباد 13 15 - تا مقصود بيگ 13 16 - تا قمشه 16 17 - تا مهيار 20 18 - تا قلعه شور 23 19 - تا اصفهان 9 جمع 321 ميل - 107 فرسخ

چهارشنبه 12 سرطان [ 1302 ]

صبح رفتم حمام ، از آنجا آمدم منزل . امير خان آمد آنجا . به اتفاق با درشكه رفتيم تا اداره راه . برگشتيم به مهمانخانه كه در چهار باغ جديدا تأسيس شده ، قدرى شراب و ناهار خورديم . دو ساعت بعد از ظهر آمدم منزل . چهار تلگراف از سيف الله خان رسيده بود كشف كردم و سواد آنها براى امير لشكر فرستاده شد . سه ساعت به غروب مانده سرماك كرمك مستشار ماليه آمد ديدن رئيس . مشار اليه با مقوّم كه يكى از اقوام يعنى پسرخالهء سرتيپ و گويا يكى از وكلاى دورهء پنجم است براى مميزى حوالى اصفهان آمده‌اند . شب شام نخورده خوابيديم . سردار اعظم و لطف الله خان آنجا بودند . معلوم شد انقلابات غريبى در اصفهان بوده و بالغ بر بيست روز است كه دكاكين بسته و راجع به تحديد ترياك از اهالى متظلم هستند . در اثناى اين انقلاب حكومت نظامى اعلام و يك دسته دو سه هزار نفرى از اهالى دهات كه براى همين مقصود به شهر مىآمده‌اند با نظاميها در حوالى شهر معترض و از طرف نظاميها شليك شده و چهار پنج نفر مقتول شده‌اند و عده‌اى را هم دستگير كرده به فرح‌آباد مىفرستند . ياور امير حسين خان آنها را چوب زده و ريش و سبيلشان را مىتراشد . در نتيجهء اين اقدام مشار اليه از رياست مدرسه معزول و موقتا حبس مىشود . افتخار التجار برادر امين التجار را نيز به سمت شيراز تبعيد مىكنند .
هامش
( 1 ) . ظ : كردشول