[ سفرنامهء مراجعت ]
دوشنبه 10 برج سرطان
ساعت پنج و نيم بعد از نصف شب حركت كرديم من و سرتيپ و ضرغام .
يك اوتومبيل هم امير همايون پسر حاجى معين بوشهرى داشت نو از سيستم بيوك كه مىگفت دوازده هزار روپيه چهار هزار تومان در بصره خريدهام .
ساعت 2 / 1 10 رسيديم به سعادتآباد . از آنجا رفتيم به قادرآباد . ناهار در منزل ميرزا عليقلى خان پسر صنيع الدوله ، خوراك امير همايون را كه پلو و مسماى بادنجان بود خورده بعد از صرف چائى حركت كرديم . در درهبيد و خانخره چائى خورده مقارن غروب رسيديم به سورمق . شب بود .
سهشنبه 11
نيم ساعت به آفتاب مانده حركت و دو ساعت از روز گذشته رسيديم به آباده . در ادارهء قشونى عده را بازديد كرده و سه هزار تومان پول را تحويل [ داديم ] و تلگراف رمزى هم براى وزير جنگ نوشته شد و حركت كرديم و رسيديم به جعفرآباد . از آنجا به مقصود بيك و از آنجا آمديم به قمشه . رفتيم شاهرضا ناهار خورديم . من رفتم زيارت كردم .
حرم مطهر تمام آينهكار و ضريح از نقره و درب آن خاتم كه صارم الدوله پسر بانوى عظمى در 1290 كار گذاشته . يك چشمه آب درميان حياط بود و يك حوض كوچك كه پر از ماهىهاى درشت و يك حوض بزرگ داشت . از آنجا آمديم مهيار .
دستهء زوّار آنجا بودند . چائى خورديم و سه ربع به غروب مانده رسيديم اصفهان .
رفتيم ادارهء قشونى ، امير لشكر نبود برگشتيم . در چهار باغ امير لشكر را ملاقات و قرار [ شد ] شب سرتيپ شام برود آنجا و از آنجا آمديم باغ جلاء السلطنه كنار زايندهرود .
شب سرتيپ رفت منزل امير لشكر . ما شام از مهمانخانه فرستاديم آوردند خورده خوابيديم . اول شب خيلى گرم بود ولى ساعت پنج شب هوا خيلى خوب و خنك شد .
چاپارخانههاى عرض راه از طهران به شيراز
1 - كهريزك 3 فرسخ
2 - حسنآباد 4 فرسخ