تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
اين‌كه باد كبر و غرور به دماغش راه يافته ، جنون بزرگى به سرش زده چه‌طور مىخواهد جمعى و اين بندهء بىگناه را با اين اسناد معتبره كه بر حسن عقايد خود در دست دارم در انظار مردم پست و محقر كرده و به اعتقاد فاسد [ 17 ] خويش بدين واسطه جلالت قدر و شأن و سموّ و علوّ مقام خود را ثابت و مدلل سازد . * * * اما اسناد كه محض اختصار به درج سه چهار تاى آن بيشتر در اين نمره نمىپردازد از اين قرار است :

سواد كارت پستال آقاى تقىزاده كه از لندن ارسال فرموده‌اند

27 شعبان [ 1326 ] قربان همت و غيرتت ! بعد از تقديم سلام خالصانه و حسيّات صميميهء قلبيه عرضه مىدارد از آن‌روزى كه به لندن وارد شدم هر روز مىخواهم كه عرض ارادتى بكنم پريشانى حواس از بابت امور وطن و بالخصوص از طرف شهر بدبخت خودم مرا از وظيفهء انسانيت و مراسم آدميت عارى كرد . همين‌قدر بدون تملق و تعارف ايرانى كه به سلاطين هم نمىكنم و بدون مقدمه و تفصيل عاشق همّت عالى و وطن‌پرستى شما شده‌ام . خداوند جان ناقابل مرا فداى شما كند كه در راه وطن بىكس بلاعقب بىفرزند بىياور ما جهد و تلاش مىكنيد و مثل بعضىها زندگانى فرنگ آتش [ وطن ] پرستىتان را خاموش نكرده عمر مرا به شما و امثال شما ببخشد . جد و جهد كنيد تلاش نمائيد كه وطن بىكس است . [ 18 ] از اين مسلك پاك خود دست برنداريد تا عمر داريد . خدمت جناب آقاى فريدون خان سلام ارادتمندانهء مرا ابلاغ فرمائيد . جان‌نثار ملت و مخلص حقيقى شما - تقىزاده

ايضا

شنبه 29 شعبان [ 1326 مطابق 26 سپتامبر 1908 ] قربانت شوم . دو روز قبل كارتى عرض كردم اميدوارم رسيده باشد . امروز هم باز موقع را مغتنم شمرده به تجديد عرض ارادت مبادرت مىنمايم . ضمنا عرض مختصر دارم آن‌كه صورت ( مقالهء حق دفع شرّ ) را فورا مستدعيم به بنده لطفا
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 492 | ايرج افشار