مىنمايند . تفصيل اين فقره و مكاتباتى كه ما بين كارگذارى خارجهء آذربايجان و جنرال قونسولگرى مبادله شده صورت آنها در دفتر كارگذارى است ، رجوع نمائيد از سابقهء آن اطلاع حاصل مىنمائيد . در شهر صفر 1311 كه باز سفارت در اين باب اظهار كرد به جناب مستشار الدوله كارگذار سابق رجوع شد . در تاريخ 3 ربيع الاول 1311 از كارگذارى آذربايجان جوابى رسيد . سواد همان جواب در ضمن جواب به سفارت روس فرستاده شد .
بعد از آن باز از سفارت روس نوشتند كه حق هامبار سوم در مجالس اجلاس به غارت نمودن كسان محمد ولى خان اوانسف را ثابت است و در حفظ اوانسف پس از حبس از كارگذارى مساهله و او را مرخص كردهاند . ديگر جواب اين كاغذ به واسطهء نرسيدن جواب ثانوى كارگذارى نوشته نشده و حالا باز از سفارت كاغذ نوشته مطالبهء انجام اين كار را كردهاند . آن جناب بايد به مكاتبات راجعه به اين فقره كه در كارگذارى است دقت كرده و هرطور لازم است اين كار را تمام و قطع گفتگو نمائيد و نتيجه را اطلاع دهيد .
هفدهم - از سفارت اتازونى مكرّر اظهار كردهاند كه اموال مسيو كران و دين خانم تبعهء اتازونى را كه قالى و بعضى اسباب ديگر بوده در خارج شهر اروميه سرقت كردهاند و حكومت آنجا مكان سرقت را مىداند و مطالبه كردهاند . كرارا در اين باب به حكومت اروميه تلگراف شده جواب ندادهاند . آن جناب بايد بعد از تحقيقات لازمه سارقين را از حكومت اروميه بخواهيد كه پيدا كرده اموال را عينا يا قيمة از آنها استرداد و به مسيو كران و دين خانم تسليم نمايند و اين كار را بايد قطع و تمام نمائيد .
هيجدهم - ما بين جماعت نصاراى « 1 » متوقفين سلماس و جماعت كاتوليك آنجا در باب چهار باب كليساى واقعه در سلماس سابقا گفتگو شده بود . طايفهء نصارى مىگفتند از قديم متعلق به آنها بوده است . كاتوليكها هم همين ادعا را مىكردند . به كارگذارى آذربايجان رجوع شد رسيدگى نمايند . جناب مستشار الدوله رسيدگى كرد و تصديق نمود كه كليساها مال نصاراها بوده است . جماعت كاتوليك
هامش
( 1 ) . ظاهرا ارامنه منظور است .