كيفيت حدود ملك مير قليج على بيك والى شهر خلم
شرقى : دو منزل از خلم متصل حدّ قندن .
غربى : موضع لنجارك از خلم سه منزل .
جنوبى : قلعهء اندو از خلم شش منزل .
شمالى : درياى عمان دو منزل ، تمام راه دشت ريگستان .
عمر مير قليج على بيك شصت سال ، جوان ، وجيه ، رنگ سرخ و سفيد و چند موى ريش سفيد بر زنخ كه آن را « تكّه ريش » مىخوانند ، خورد چشم ، گشاده پيشانى و پوشاك اوزبكى ، بر سر كلاه ، و بالاى آن دو دستار يك جا كرده سربسته مىكنند و در هريك قرته و بالاى آن يكجامه مىپوشد و بالاى جامه از پبكه كمر بسته مىكند و يك كارد كلان مثل پيش قبض در كمر بسته دارد و بالاى جامه و پبكه و كارد مذكور يك چكمن سوتى به رنگ صوفيانهء خاكى و غيره بيشتر دربر مىكشد و گاه چكمن مذكور دگر [ 8 الف ] رنگ هم مىباشد و مثل اوزبكان موزه و ماشيح سواى وقت سوارى دگر وقت در پا نمىكشد و پا جامهء سفيد مىپوشد و ناس تنباكو به دماغ مىكشد و يك جريب چوبى پيش نگاه مىدارد .
چهار كهرى روز برآمده در نشستگاه بر فرش گليم مىنشيند . مسند و تكيه ندارد . مردم خاص و ذى عزت بر فرش گليم روبهروى مير موصوف دو زانو مىنشينند و ديگر مردم عام خواه نوكر و خواه غير نوكر پيش مير موصوف بر فرش زمين مىنشينند . اول هركس كه مىآيد السلام عليكم گفته بهجاى خود مىنشيند .
و هر مقدمه كه از حكومت تعلق دارد خود تحقيق كرده حكم مىدهد و هر مقدمه كه از فتوى تعلق دارد سپرد قاضى مىنمايد ، و دزد را به جان نمىكشد . روز دوشنبه و پنجشنبه كه در خلم بازار كلان مىچسبد « 1 » در آن بازار يك ديوار است كه در آن ديوار يك ميخ آهنى زده است . يك دست دزد از ريسمان بسته كرده از ميخ مذكور همون ريسمان پيچيده دزد را آويزان مىكند . و دزد كه از دزدى باز نمىآيد به جان مىكشد . و راهزن را نيز به جان مىكشد . و ازخونى هم قصاص مىگيرد .
و مير قليج على بيك روز بازار پياده شده سير بازار مىكند . همينطور سير كرده كرده و سهبار تفاوت وزن سنگ و كم [ 8 ب ] و بيش نرخ جنس به حكمت عملى خود دريافت نموده مجرم را به سزا مىرساند و از همون روز از طرف مير
هامش
( 1 ) . كذا ، شايد : چينند