موصوف براى وزنكشى جنس غله چند مردم در بازار مقرر شدند ، وزنكشى مىكنند و از صاحب غلّه فى روپيه به قدر نيم پاو « 1 » غله مىگيرند .
و مير موصوف به ذات خود متدين و صاحب انصاف و نيكنيّت و رعيّتنواز و كفايت شعار و خبردار و هر وقت از احوال ملك خود بيدار و هر روز كم و بيش يكصد نفر فقير محتاجين را نان و آش مقرر است - فقط .
و چند رأس اسب تركمن و قرابعر « 2 » در طويلهء مير موصوف از نادرات هستند و بيشتر در ديهات متعلقهء خود شتر و گوسفندان هم بسيار دارد .
و مير موصوف چهار زن منكوحه دارد : از آن جمله يك زن در قلعهء شما كه بنا كردهء برادر كلان مير موصوف است . در آن قلعه مير ممدوح دو شبانهروز مىماند . و سه زن در قلعهء جنوبى كه بناكردهء مير موصوف است . در آن قلعه شش شبانهروز مىباشد . هردو قلعهء مذكورين بر زمين بلند از خشت خام معه سنگريزه درون شهر خلم تعميرند . درميان فاصلهء هردو قلعه آبادى خانههاى مردم اوزبك و در هردو قلعه فاصلهء يك كولى كه تفنگ كلان باشد . و تمام خانههاى خلم مثل گنبد [ 9 الف ] هاى مسجد و مقبره به تعداد هشت هزار خانه خواهد ، از خشت خام تعميراند . و گنبدهاى مذكور از خوبى گل تا چهارصد سال پايدارى مىكنند .
و آبادى شهر خلم در دهنهء درّهء كوه واقع است و طرف شمال و بانب و مغرب كوه نيست و طرف نيرت و جنوب واكنى و مشرق و هم مائل ايسان « 3 » كوه واقع است .
و مردم ديههء زبكى قوم هزاره مذهب شيعه كه از خلم طرف جنوب تمام راه سركوه است بيشتر متصل ديه اقراباد كه تحصيل بت باميان متعلقهء كابل است . قافلهء كابل و خلم را در آنجا آمده مىزدند و تاخت مىكردند .
و در سال سنهء 1812 عيسوى مطابق سنهء 1227 هجرى مير قليج على بيك معه شش هزار سوار بر سر ملك ديه زبكى قوم هزاره رفته جنگ نمود . ششصد و هشتاد و شش نفر مرد و زن از قوم مذكور گرفتار كرده آورد و از آن جمله يكصد و بيست و هفت نفر حصّهء خود گرفت ، و بالجمله آن چند نفر ضعيف و ضعيفه آزاد كرده باقيماندگان را چند نفر كنيز و غلام كرده نگاه داشت و چند نفر را در بازار خلم فروخت ساخت . و سواى از اين پانصد و پنجاه و نه نفر را حصّهء رسد به سپاه داد . و
هامش
( 1 ) . ظاهرا بهجاى پوت ( كلمهء روسى )
( 2 ) . صفحهء 19 قرابعر
( 3 ) . بانب ، نيرت ، اگنى ، ايسان نام جهات اربعه .