سرما بسيار عجز و آه و ناله نمودند . خود و آدمهاى ايشان ياراى تكلم نداشتند .
ظهرى وارد شهر سمنان شديم . نواب سيف الله ميرزا به شهميرزاد رفته بودند .
عاليجاه زين العابدين خان با كدخدايان و عمال استقبال نموده نهايت عزت و حرمت كردند .
نواب شاهزاده رقمى به عاليجاه زين العابدين خان نوشتند كه بايد به حضرات حرمت كنيد . اخراجات و سيورسات هرچه بخواهند بدهيد . چهار روزه اخراجات گرفتيم . يكى از بابت آهوان و دو روز توقف سمنان و يكى هم از بابت لاسجرد . منزل [ 39 ب ] در خانهء نواب سيف الله ميرزا نموده جناب حاجى ميرزا عسكرى به ديدن اين فدوى آمده در سمنان نهايت خدمتگذارى را به عمل آوردند .
در سمنان چاپارى از براى دستورالعمل روز ورود روانهء درگاه خلافت نموده عريضهنگار شدم و از آنجا منزلبهمنزل آمده تا وارد پلشت « 1 » شديم .
[ ورود به طهران ]
از آنجا حركت و روانهء مقرّ خلافت گرديده در يك فرسنگى دولاب نتيجة الامراء العظام مرتضى خان برادر مقرب الخاقان كشيكچى باشى با جمعى از غلام پيشخدمتان و غلامان استقبال نمودند و از جانب نواب ايلخانى عاليجاه هادى خان با جمعى از سوارهء مهاجرين و از عمّال ولايت عاليجاه محمود خان كلانتر با كدخدايان دار الخلافه با چند يدك به استقبال آمدند . با اين شوكت [ و ] جلال وارد شهر گرديده حضرات ايلچيان را در خانهء مرحوم موسى خان كه به جهت آنها معين كرده بودند منزل داديم .
هامش
( 1 ) . ( - پلاشت صفحهء 8 )