[ شاهرود ]
سه ساعت از شب گذشته روانهء شاهرود شديم . در شاهرود با همراهان در كنار آب [ 38 ب ] چادر زده منزل نموديم . حسب الخواهش حضرات يك روز هم در آنجا توقف نموده مقرب الخاقان سليمان خان قاجار و عاليجاه محمد تقى خان شنبياتى « 1 » با جمعى از علما و فضلا به ديدن آمدند . مدتى در آنجا بودند . فيما بين سركار سليمان خان و محمد تقى خان در باب تنخواه مخارج عرض راه گفتگو شد .
اين فدوى ميانه را گرفته بطورى از هم گذرانيدم . بعد از رفتن حضرات جمعى از اهالى شاهرود و بسطام آمده اظهار رضامندى از حاكم خود نمودند . در اين باب عريضه هم عرض كردهاند .
صبح طلوع آفتاب از شاهرود حركت نموده در ده ملّا در سر طاحونه منزل كرديم . اهالى ده ملا استقبال نموده ميوه و تعارف جهت حضرات آوردند .
[ دامغان ]
از آنجا حركت و از خارج راه شهر دامغان نزديك رودخانه و كاروانسرا چادر زديم . تعارف جهت ايلچيان آوردند . عاليجاه فضلعلى خان قاجار ولد مرحوم اسمعيل خان قلعه زردى با جناب ميرزا محمد رضاى مجتهد و چند نفر ملا و سادات به ديدن اين فدوى آمدند . روز عيد فطر بود كه وارد دامغان شديم . حكايت تازه نبوده كه قابل عرض باشد .
از دامغان حركت و در دولت آباد [ 39 الف ] به كنار باغ چادر زديم . عاليجاه حسينعلى خان ولد مرحوم مطلّب خان با چند نفر از برادران به ديدن فدوى آمدند و ميوه تعارف آوردند .
سه ساعت از شب گذشته از آنجا حركت و در آهوان در كاروانسرا منزل نموديم . حسب الحكم جناب اجل اعظم [ آقائى ] مرحوم شريف خان قلعه و باغى در آنجا بنا نهاده ولى به اتمام نرسيده است و كاروانسراى قوشه هم آباد است . آب بسيار خوبى دارد و زراعت كلّى در آنجا مىشود .
[ 2 سمنان ]
طلوع صبح كه بسيار سرد بود از آهوان حركت ، حضرات ايلچيان از شدّت
هامش
( 1 ) . ( - شاميباتى ) .