بههم رسانيده ليكن از صدمات پىدرپى و لطمات متواتره چندان صدمه و لطمه بر ما وارد آمد كه بالمرّه از حيّز انتفاع افتاديم .
الحمد لله از به دو طلوع نيّر اين دولت روزافزون تاكنون نه چندان به امنيّت و آسايش گذران كردهايم كه ما فوق آن به تصور گنجد . صغير و كبير ، برنا و پير ، چنان مستغرق بحر دعاگوئى بودند كه دعاى دولت عليّه را واجبتر از اداى فرايض شمردندى و به شكرانهء اين نعمت امنيت و رحمت و رفاهيت عمر خود را مصروف داشتند .
منزل بيست و چهارم
شريف آباد كه شش فرسخ است رفته ، اهالى آنجا سيورسات دادند . از آنها قبول نكرده خود متحمّل اخراجات آن منزل هم شده .
[ منزل بيست و پنجم ]
از آنجا حركت منزل بيست و پنجم وارد به ارض اقدس كه هفت فرسخ است گرديده ، در دو فرسخى شهر جمعى از جانب آصف الدوله به استقبال آمده به عزت ما را وارد شهر ساخته منزل و مكان مناسب و مهماندار موافق معين فرموده [ 6 ب ] .
مدت پانزده روز تحت قبّهء عرش قمّه جناب على ابن موسى الرضا عليه التحية و الثنا نايب الزياره و دعاگوى دوام دولت جاويد عدّت بوديم . سبب توقف زياد آن بود كه دواب و مراكب خليل خواجه بالمرّه از قوهء حركت بازمانده قرين فلاكت بودند . از اين فدوى خواهش نمود كه چند صباح جهت آسايش آنها توقف نمائيم .
ناچار مانديم .
روز اول ورود جناب آصف الدوله يك مجموعه شيرينى و دو كلّه قند جهت اين غلام و مانند آن به جهت خليل خواجه فرستادند و روزى هم سه تومان و نيم جهت اخراجات خليل خواجه ، و اخراجات فدوى را به توافق فرمان قضا جريان مىدادند ، و چند مجلس نيز خليل خواجه را طلب فرموده نهايت مهربانى و عزت به او كردند .
در مدت توقف اين غلام چهار پنج مجلس حسب الاحضار درك فيض حضور ايشان را كرده فرمايشاتى كه از اولياى دولت قاهره شده بود در محلى خاص