سربرآورد از گريبان تفكر در جواب * گفت مىآيد به گوشم اين صدا از دشت و كوه
قتل دارا چون به تيغ قهر او موقوف بود * گشت تاريخ جلوسش قاتل داراشكوه
« 1 » هم درين سال ولايت سلطانيه [ را ] كه بانى آن به قول اصحاب تواريخ اولجايتو سلطان است به صفى قلى سلطان ، و وزارت سمنان به كلبعلى بيگ و بيگلربيگى شيروان به حاجى منوچهر خان برادر مهراب خان و ولايت استراباد كه از بناهاى يزيد بن مهلب گماشتهء سليمان برادر عبد الملك مروان است به حميد خان ولد منوچهر خان و وزارت كاشان كه از بناهاى جديد زبيده خاتون است به ميرزا اشرف مشرف طويله و وزارت يزد كه از ابنيهء يزدگرد شهريار ساسانى است به ميرزا شفيع وزير كاشان مرحمت فرمودند . « 1 »
و در همين سال بيدقهاى مختلف اللون مصرف فرموده به همه حكام ولايت ايران عنايت فرمودند .
در سال هزار و شصت و نه هجرى به عنايت ايزد متعال امرى از هيچ طرف رو نداد . مجلس نوروز تنگوزئيل را در دار السلطنهء اصفهان [ 68 ب ] گذرانيدند .
و در سنهء هزار و هفتاد هجريهء نبويه به عزم سير مازندران پا در ركاب سعادت انتساب آوردند و به تاريخ پنجم شهر محرم داخل كاشان كه از بناهاى جديد زبيده خاتون منكوحهء هارون الرشيد است شدند ، و از آنجا عنان يكران را تافته به بلدهء رى شتافتند و از آنجا به تاريخ شهر ربيع الاول به ولايت خوار و سمنان نزول فرموده تا آنكه به تاريخ دوم شهر ربيع الثانى اشرف مازندران را از فيض قدوم مشرف ساختند .
جشن نوروز سرور اندوز سيچقان ئيل را در هشتم شهر رجب المرجب در اشرف گذرانيدند . چون هواى آن ديار از منهج اعتدال گرديد از آنجا كوچ فرموده به سمت اصفهان در حركت شدند و در سلخ شهر رمضان المبارك داخل اصفهان شدند .
وقايع سنهء هزار و هفتاد و يك - آمدن طهمورث خان گرجى به درگاه شاه ايران و رفتن بوداق سلطان به ايلچيگرى به بلاد هندوستان است .
هامش
( 1 ) . ميان دو ستاره در حاشيه و به خط ديگرست .