تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بنى آدم و از جملهء بناهاى طوس بن نوذر پيشدادى است به صفى قلى خان خلف رستم خان عنايت گرديد . چون ميرزا محمد باقر متولى سركار فيض آثار مشهد مقدس على ساكنها الف الف السلام و التحيه وفات يافته بود توليت آن را به جناب ميرزا بديع ولد ميرزا ابو طالب كلانتر مرحمت نمودند . در بلدهء طهران شخصى از قزوين يك رأس اسب به نظر شاه آورد كه موى يال او به زانويش رسيده [ و ] موى دم او زياده از دو ذرع به زمين افتاده بود . مجملا به تاريخ دهم شهر ربيع الاول داخل اصفهان شدند و در سنهء هزار و هفتاد و پنج هجرى به عرض شاه رسيد كه در ماه ذى حجهء سنهء سابقه در ولايت دماوند و توابع كه به قول اصحاب سير اول شهرى است از بلاد اقاليم سبعه كه كيومرث در عهد خود بنا نهاد زلزلهء عظيم حادث شده تمامى ابنيه و باغات را هباء منثورا نمود و جمع كثيرى از سكّان آن ديار در زير عمارات مانده ترك جهان فانى گفته‌اند . هم درين ولا بيگلربيگىگرى دار المؤمنين استراباد كه بانى آن يزيد بن مهلب گماشتهء سليمان بن عبد الملك است به جعفر قلى خان نام كه قورچى ركاب بود مرحمت شد . سوانحى كه درين سال روى نمود : ورود عليا حضرت بلقيس مرتبت برا « 1 » صاحب همشيرهء اعيانى اعليحضرت دانش‌پناه عبد الله قطب شاه كه زوجهء اعليحضرت زحل بارگاه عادل شاه والى بيجاپور است به ايران . شرحش على طريق الاجمال آن‌كه بعد از فوت [ 69 ب ] عادل شاه چون او را فرزندى نبود خود بر مسند حكومت متكى گرديد . تا چند سال مرتكب امر سلطنت بوده بعد از آن طفلى را كه در ايام حيات عادلشاه به فرزندى برداشته [ و ] موسوم به اسم عادلشاه گردانيده بود بر سرير عدل و داد نشانيده با اموال و اسباب بيرون از حيّز حساب عازم سفر حجاز شد . بعد از استلام حجر الاسود كعبهء مقصد ، سواد بلاد بيجاپور گريبان‌گير خاطرش گشته به صوب وطن مألوف معاودت نمود . امراء صاحب عزّ و ملك بيجاپور عادلشاه را بر آن داشته كه او را عذر خواسته ، گفت كه صلاح حال در آن است كه من بعد رحل اقامت درين ديار نيفكنى و به طرفى از اطراف كه مناسب حال
هامش
( 1 ) . در شعر صائب « بى » آمده كه مخفف بيگم است .