گشته ملهم به خاطرى كه بود * معنى از جام فكرتش لبريز
طوطى طبعش از سخندانى * بهر تاريخ گشته شكرريز
چون بپرسيدمش از آن تاريخ * هاتفى گفت « امن شد تبريز »
بعد از اين لب از اين سخن دربند * دست در دامن دعا آويز
تا بود ثبت بر صحيفهء دهر * شرح تاريخ خسرو پرويز
عمر و دولت قرين خسرو عهد * در جهان باد تا به رستاخيز
بعد هذا ، از آنجا متوجه صوب ايروان شدند و اللهويردى خان را به عزم تسخير قلعه روانه نمودند .
و بعد از آن اللهويردى خان را طلب فرموده در عرض اندك وقتى آن قلعه را به تصرف درآوردند و حكومت آن قلعه به امير گونه خان مفوض شد .
و هم درين سال همايون فال بناى ميدان نقش جهان و چاربازار اصفهان را گذاشتند .
درين هنگام خبر رسيد كه سردار خواندگار به نام چغال اغلى از راه چالدران متوجه ولايت آذربايجان شد . حضرت شاه اللهوردى خان را به اتفاق قرچغاى بيك غلام خاصه به جهت تسخير فارس روانه ساختند و كستندل ميرزا را به جهت فتح قلعهء شيروان نامزد فرمودند .
و هم درين ايام كه جوش بهار پيكار بود طهمورث خان والى گرجستان با متعلقان و منسوبان خويش به درگاه خلايقپناه آمده و همشيرهء اعيانى معظم اليه را نواب اشرف به عقد شرعى به تصرف خويش درآوردند .
و در سنهء هزار و سيزده از ولايت اصفهان به ارادهء جنگ چغال اغلى متوجه دار الارشاد اردبيل گرديدند و عساكر فيروزى مآثر را به سركردگى اللهوردى خان به جنگ چغال فرستادند .
و در سنهء هزار و چهارده قلعهء گنجه را محاصره فرمودند . در عرض اندك روزى غازيان جان سپار به يك فشارش پاى و به يك نمودن دست قلعهء بدان استحكام را مسخر نمودند و حضرت شاه ايالت آن ولايت را به محمد خان زياد اغلى عنايت فرمودند . صاحبطبعان ديار ايران تاريخ فتح قلعهء مذكور را چنين يافتهاند .
شاه عباس آنكه از اقبال او * خواب در چشم عدو الماس شد