نمودند و خود به ولايت مازندران معاودت فرمودند .
و در سنهء هزار و بيست و سه از مازندران متوجه سير ملك رشت شدند .
درين ولا بهبود خان چركس حسب الامر شاه صفى ميرزا را به قتل آورد .
درين وقت خبر رسيد كه گرجستان اتفاق نموده داروغگان خود را كشته و كس به عقب طهمورث خان فرستادند كه او را بياورند . به مجرد رسيدن اين خبر لشكر قيامت اثر در ركاب ظفر انتساب روانهء آن ديار گشته در عرض اندك وقتى دمار از روزگار آن جماعت برآوردند .
و در سنهء هزار و بيست و چهار قاضى خان صدر را به جهت بستن « سنور » و گرفتن صلح [ نامه ] نزد خواندگار فرستادند .
و در سنهء هزار و بيست و پنج قاضى خان صدر از بلاد روم رجعت نموده به سبب تقصيرى كه از مشار اليه در خدمت مرجوعه صدور يافته بود از منصب صدارت معزول و جايش به قاضى سلطان متولى مشهد مقدس مفوض [ و ] او نيز در همان روز متوفى شد و منصب مزبور به جناب [ 55 الف ] مير رفيع الدين محمد خليفه مفوّض گرديد .
و هم درين سال وزارت مازندران بهشت نشان [ را ] به ميرزا تقى عنايت فرمودند .
و در سنهء هزار و بيست و شش از مازندران به قزوين و از قزوين به جانب دار الارشاد اردبيل شتافتند و قرچغاى خان را امير الامرا و سردار كل آذربايجان نموده به محاربهء روميان فرستادند . خان مذكور با گروه بىشمار رومى جنگ عظيم كرده روميان را شكست داده به نوازشات خسروانه سرافراز گرديد .
در همين سال خان عالم پادشاه هندوستان به شرف صحبت شاه رسيدند .
و درين سال ستارهء ذوذنابه ظهور يافت . تا چهل شبانهروز ظاهر بود .
و درين اوان خبر فوت حسين خان بيگلربيگى هرات رسيد . جايش به حسن خان ولد او شفقت شد .
و در سنهء هزار و بيست و هفت در نوروز ئيلان ئيل در مازندران شكار ميان كاله نموده ، بعد از آن خان عالم را مرخص ساختند و از مازندران متوجه اصفهان شدند .
و در سنهء هزار و بيست و هشت يونت ئيل تخته بيگ را به جانب بلاد روم و
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: ايرج افشار
ص٩٦