تيغ آتش طبع اعداسوز او * كشت عمر دشمنان را داس شد
گنجه را از دشمنان دين گرفت * فتح او مشهور بين الناس شد
مذهب باطل ز رونق باز ماند * . . . [ 54 الف ] خصم حقنشناس شد
منهى غيب از پى تاريخ گفت * در محرّم گنجه از عباس شد
بعد از تسخير ولايت گنجه لشكر به جانب ملك تفليس كشيده در عرض اندك روزگارى آن ولايت به تصرف درآمد . از آنجا به ارادهء تسخير الكاء شيروان و شماخى و دربند و باكو عنانتاب گشته به تاريخ نوزدهم شهر رمضان المبارك عساكر ظفر شعار قلعهء شماخى را كه از اعظم قلاع آن ديار است محاصره نمودند و در روز جمعه بيست و ششم شهر صفر ختم الخير و الظفر فتح شهربند و در روز چهارشنبه دوم شهر ربيع الاول فتح اصل حصار ميسر شد . عزيزى در آنوقت تاريخ فتح قلعه را چنين يافته و گفته :
منت خداى را كه به اقبال بىزوال * ملك شه زمينوزمان در فراخى است
از بس كه نصرت از پى نصرت همى رسد * تاريخ فتح گنجه كليد شماخى است
در همان روز ايالت آن ديار به ذوالفقار خان برادر فرهاد خان مرحمت [ شد ] .
و هم درين سال شاه دينپناه همگى و جملگى كاروانسراى واقع در صدر ميدان نقش جهان را مع قيصريهء متصل بدان و كل بازار و در ميدان مذكور و حمام واقع در حوالى آن مشهور به حمام شاه [ را ] كه جميع آنها احداث كردهء حضرت پادشاه بود وقف سركار فيض آثار حضرت رسالتپناه محمدى فرمودند و صورت وقفنامه در تاريخ « قصص الخاقانى » مؤلف جناب ولى قلى بيك شاملو ثبت است .
و در سنهء هزار و پانزده از ولايت شيروان رايات فيروزى آيات متوجه عراق و از آنجا به تأييدات سبحانى عزم زيارت امام ثامن ضامن را بر ميان جان بسته عازم خراسان شدند . بعد از ادراك زيارت فيض آثار عنان همت را به صوب اصفهان انعطاف دادند .
و در سنهء هزار و شانزده خليفه سلطان را به رتبهء دامادى سرافراز ساختند .