تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بين الجمهور مشهور است كه حكام لار از نژاد گرگين ميلادند كه در عهد كيان به حكومت لار منصوب شده بودند و از آن تاريخ اولاد او حاكم و فرمانروا بودند و در زمان ملوك طوايف بيشتر از پيشتر اقتدار يافته از حكام [ و ] ولات قرب جوار باج‌ستان بوده‌اند . در ازمنهء سابق قبل از ظهور اسلام و بعد از آن هرگاه در ممالك ايران پادشاهى نافذ فرمانى بود خصوصا در زمان اكاسره اطاعت‌گونه به ظهور مىآوردند و در ساير ايام لواى خودسرى مىافراخته‌اند . اول حاكم مسلمان از آن طبقه جلال الدين ايرج بن گرگين بن قباد است كه در عهد عمر عبد العزيز مسلمان شد و از زمان دولت صفويه الى آن طريق اطاعت و باج‌گذارى مسلوك داشته و منصب « امير ديوان » درين دولت داشتند . و در زمان نواب سكندرشان نور الدهر خان بن ابراهيم خان بن انوشيروان مشهور به « شاه عادل » كه در آغاز جلوس شاه جنت‌مكان والى آن‌جا بود فوت شده ميرزا علاء الملك پسرش قايم‌مقام گرديد . نواب سكندرشان او را ابراهيم خان ثانى لقب دادند . و در اوان سلطنت شاه عباس ابراهيم خان سالك طريق خلاف گشته با تجار و مترددين كه وارد لار مىشدند تعديها كرده به عنف مال گزاف مىگرفت . چون اين حركات نالايق از ابراهيم خان به سمع حضرت شاه رسيد الله ويردى خان را به جهت تنبيه او مأمور [ كرد ] . خان مذكور لشكر به لار كشيده در اندك وقتى لار را از تصرف او بيرون آورده ابراهيم خان را با متعلقان و بقيهء آن دودمان به شيراز آورد و در حينى كه حضرت شاه در مشهد معلى و به تهيهء اسباب سفر بلخ مشغول بودند مژدهء فتوحات مذكور سرورافزاى خاطر انور گرديد . حسب الفرمان سال آينده كه رايات فيروزى آيات جهت اجتماع عساكر در متنزهات ملك هرات و در چمنهاى دلگشاى بادغيس اقامت داشت الله ويردى خان با قشون آراسته وارد ركاب و ابراهيم خان را با تحف و هدايائى كه از خزاين سلطان لار به دست آمده بود به نظر حضرت شاه رسانيد و به نوازش و جايزه سرافراز گرديد و از جملهء تحف كه به نظر شاه رسانيد يك فرد تاج مكلل مرصع به درر و يواقيت بود مشهور به « تاج كيخسروى » كه از آباء [ 51 ب ] و اجداد ايشان مانده بود . و شهر لار اول نام ديگر داشته و در السنه و افواه مذكور است كه در حينى كه