كار به روى عامه باز مىشود ، منافع ثروت در مملكت گشاده مىگردد . . . « 1 » را رفع مىكند .
كثافات جهالت را دولت دور مىسازد .
اگر مملكت ما مشروطه شود رؤساى ما هريك مانند لردهاى انگلستان و كالوشهاى « 2 » پاريس عزيز و باثروت و مكنت و راحت و مأمون مىشوند . فقراء و متوسطين ما از ظلم و ستم نجات يابند خوف و رعب بىسبب امروزى كه در قلوب عامه از رئيس و مرئوس جاى گرفته و بدون گناه هر زيردستى از زبردستى خائف است رفع مىگردد .
* * * تمام فرمايشات اين مرد دانشمند يگانه و اين فيلسوف فرزانه و حكيم از جهل بيگانه را در اين نمره طبع نكرديم . « 3 » اگر برادران مذكور در فوق از سرباز و قزاق غيرهم قابليت داشته باشند همين مقدار كافى است . اميد است كه از وادى جهل به شاهراه هدايت آيند . و السّلام على من اتبع الهدى .
تلگرافى كه سپهسالار « 4 » به ستار خان زد ( 27 شوال ) « 5 »
معتمد السلطان ستّار خان
نظر به سابقهء دوستى كه با پدران شما داشته ، ولو قرابتى بعيد باشد كه با خاندان شما هست به اطمينان صداقت خانوادگى شخصا و مستقيما به شما تلگراف مىنمايم .
شما پدر در پدر خدمت به سلطنت كرده و نمكخوار و نوكر صادق جانفشان دولت بودهايد . هرگز گمان نمىكنم حقوق شخصى سلطنت را فراموش كرده باشيد .
تاكنون حركات شما مخالف دولت شناخته نمىشد . چه نزاع محلى بود و مناقشات باطنى با رحيم خان را علت قرار مىداديم . اينك كه رحيم خانى در بين نيست و نزاع محل منجر به مخالفت ملّت با دولت شده شايسته نمىدانم نيكنامى طايفگى را تبديل به
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) . چنين خوانده مىشود . ولى « كالوش » به مردم لات و بىسروپا گفته مىشود ( اصغر مهدوى ) پس مناسبت ندارد .
( 3 ) . اين نوشته در جريدهاى چاپ شده بوده است .
( 4 ) . يعنى امير بهادر
( 5 ) . به خط ديگرى است نه ميرزا مهدى عليم السلطنه