را به مرام و آرزومندى خود رسانيده بدنامى خويش حاصل كنيم .
اما مضار شخصى ، به شما اين امر تاكنون واضح شده است كه مقابل خواهد شد با قومى غيور از خود گذشتهء شجاع كه زنان آنها در ميدان جنگ با مردان ديگران برابرى بلكه برترى جسته ، لهذا در صورت شكست آنچه در ميدان جنگ رفته باشد باقى نخواهند ماند . چنانچه تاكنون متدرجا از برادران ما و طوائف مختلفه بالغ بر پنجاه هزار نفر در ميدان آنها رفته و با بدترين حالى شكست خورده جز قليل آنهم نتوانستند از ميدان كناره جويند . ابدا سند و دليلى بر ايقان فتح و فيروزى ما نيست ، بلكه قرائن قوى بر شكست است . از آنچه گفتيم مضار شخصىمان مبرهن گرديد .
اما ضرر دينى ، هرگاه صرفنظر از احكام علماء بزرگ كه مرجع تقليدند هم بشود و در تاريخ آيندهء ايران از پيروان يزيد به شمار بشويم بلاشك خواهيم رفت به جنگ برادران اسلامى خود كه جز حقوقطلبى هيچ گناهى ندارند . اگر ما را بكشند چون بر آنها حمله بردهايم در حق آنها حكم مدافع جارى ، آنان مصاب و مستحق آتش ما خواهيم بود و اگر آنها را بكشيم باز هم آنان شهيد و مستوجب جهنم ما خواهيم بود .
امّا مضار دنيوى ، امروز از دو حال خارج نيست ، يا ملّت غالب مىشود يا دولت .
اگر ملّت غالب آمد و سلطنت مشروطه قائم گرديد و عدالتخانه باز باشد يقين بدانيد كه متنفسى اگر هم زنده برگشته باشيم باقى نخواهند گذارد . يعنى علاوه بر بدنامى تاريخى و سرشكستگى نزد ساير اقوام و ملل بيگانه و خودى يكيك ما را به محكمهء عدالت كشيده به سزاى حقانى خواهند رسانيد .
درد بيدرمان ديگر آنكه اگر از رشادت و جانافشانى و فتوح ما شاه غالب آمد لابد شجاعت ما در نظر وى عظمى حاصل خواهد نمود و اندكاندك مورث مرعوبيت او خواهد شد . هرقدر بر قوت و عظمت و رشادت و اقتدار ما افزوده شود مزيد بر رشك سلطنت و خوف وى خواهد شد و به حيل قجرى در تمام كردن و ذلت يكيك بلكه نوع ما خواهد كوشيد .
مرحوم حسينقلى خان شهيد كه هريك از ما را پدرى مهربان بود گناهش جز رشادت و اقتدار چه بود كه عموى همين شاه به حكم ناصر الدين شاه يا به هواى نفس خويش به قتلش مبادرت كرد
يا نوشته داديد كه ظل السلطان و ناصر الدين شاه نوعى از سلسلهء قاجاريه معدوم
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٩٢