عضد الملك نموده و تكليف خواست و تصريحا نوشت كه اگر قرار اصلاح ندهند من حركت به صوب طهران خواهم نمود . ولى شاه متنبه نمىشد تا روز 14 جمادى الاخره مجاهدين از قزوين به سمت ينگى [ امام ] آمده از آنجا پيشقراولشان تاخت كرده پل كرج را كه سنگر سخت و محل اردوهاى دولتى بود متصرف و جمعى از قزاق و غيره مقتول گرديده .
روز پانزدهم ( محل ملاحظه است ) حضرت سپهدار و حضرت سردار اسعد ملاقات در نزديكى رباط كريم كردند و قرارومدار خود را دادند و حضرت سپهدار به محمد باقر خان رئيس اردوى دولتى كه در شاهآباد بود اعلان جنگ كرد . مومى اليه چون تاب مقاومت نداشت عذر آورده كه بايد به طهران اخبار كنم و اخبار كرد . « 1 »
شاه و درباريان ديدند كه كار از كار گذشته متمسك به سفارت فرانسه و اطريش و عثمانى شدند . آنها جواب دادند قبل از وقوع اين مقدمه تكليف را معين كرده بوديم و حاليه كار از ما ساخته نيست . ولى با اين حال به حضرت سپهدار تلگراف نمودند كه جنگ را متروك كنيد تا ملاقات نمائيد .
حضرت سپهدار جواب داد كه رسم نيست غالب مغلوب خود را دست بردارد .
ليكن چون شما نمايندگان دول متحّا به محترميد جنگ را متروك مىدارم . از طرفى نمايندهء روس و انگليس در حسنآباد يك فرسنگى طهران حضرت سردار اسعد را به خواهش دولت ايران ملاقات نمودند . هرچه گفتند و خواستند او را از حركت به طهران منع كنند جواب قانونى شنيدند . مراجعت كردند .
در خلال اين احوال برخى از محترمين ايران پروتست سختى به تمام سفارتخانهها از حركت وخيمهء روس و تجاوزات او به سرحدات ايران نمودند . قريب به اين مضمون كه دولت روس به كدام حق به خاك مقدس ايران مداخله مىنمايد و در اين دو سال بواسطهء مداخلات روسها ضرر مالى و جانى به ملت ايران وارد آورده و سالدات فرستاده ، جنگ ما ربط به مداخلهء او ندارد . اگر به حقوق او يا اتباع او لطمه خورده است حق دارد . در حالتى كه هم حقوق و هم اتباع او در اين اغتشاش داخلى ايران محفوظ مانده است . سختتر از اين پروتست به سفارت روس فرستادند . سفير روس خيلى افسرده گرديد .
هامش
( 1 ) . دور اين بند خط كشيده و نوشته است « محل ملاحظه است »