تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
شدند و يك تخت مخصوصى براى پذيرائى ايشان ساخته بودند و از طرف جناب گورنر
( Governor )
بهادر و سپهدار كل
( Commander - in - chief )
با مصاحبان عند الدخول رسم پذيرائى به عمل آمد و علم‌انگريزى برافراشتند و نوزده تير توپ از توپخانهء مذكور شنليك سلام سردادند و تمام افواج سلام نظام دادند . پس تمام سپاه منظمه به دسته‌هاى منظم آراسته از پيش‌روى جناب ايلچى به نظام گذشتند و سرداران سپاه يكان‌يكان چون مىرسيدند به موضعى كه ايلچى [ 25 ] نشسته بود سلام مىدادند و به هنرهاى مصنوعى آداب و اصول جنگ مىپرداختند و كمال تعليم از حركاتشان ظاهر بود و بعد از آن آمده به جاى خود صف كشيدند و بعد از آن توپخانه بناى آتش‌فشانى نهاد و به افواج پياده نيز سرايت كرده بناى آتش‌فشانى نهادند . و بعد از آن به اصول جمع و تفريق سپه‌كشى بنا نهادند و پس از آن به شكل‌هاى مختلف بيرون آمده وصف واحد درازى كشيدند و بعد از آن به قدر يكصد و بيست قدم پيش آمدند و بزرگان لشكر با شمشيرهاى برهنه يكان‌يكان سلام مىدادند و برگشته و بعد به تعجيل از پيش‌روى جناب ايلچى گذشته و اين‌سان به پايان رسيد . و از قرارى كه مىشنويم جناب ايلچى بر اين موقع ممنونيت بسيار اظهار كرده و جماعت كثيرى از بومى و فرنگى در آن روز جمع آمدند . و چون جناب ايلچى مىخواست كه از ميدان بيرون بيايد توپخانهء شنليك سلامى داد و شب آن روز يك شام بسيار اعلائى سپهدار كل
( Commander - in - chief )
به ايلچى داده اكثر عظماء شهر در آن مجلس موعود بودند . بعد از انجام شام به ياد اين نامها باده نوشيدند . « پادشاه - اعليحضرت فتحعلى شاه پادشاه ايران » - ملكه و خاندان پادشاهى - ماركويس كارن وليس
( Marquis Corn - Wallis )
فرمانفرما
( Governor - General )
و سپهدار كل عساكر هندوستان - لارد بارهم
( Lord Barham )
و قوهء بحريه - ديوك يارك
( Duke of York )
و سپاه - فتح سپاه برّى و بحرى - كمپنى هندوستان
( East India Company )
- سرجارج بارلو [ 26 ] بارونت
( Sir George Barlow , Bart )
- فرمانفرماى هندوستان
( Governor - General of India )
- گورنر بمبئى
( Governor of Bombay )
- كرنيل‌ها و سپاه - سر ادوارد پلو
( Sir Edward Pellew )
و قوهء بحريهء هندوستان . و دستهء موسيقى نيز حاضرين را به آوازهاى مناسب محظوظ مىكردند و از
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 221 | ايرج افشار