و خارج كوچهبنديهاى افواج پادشاهى سپاهيان پوليس راهها را از تماشائيان و مردمان صاف مىكردند و بدين طريق تمام كوچهها تا چنچ پوگلى
( Chinch - pogli )
يك كوچهبندى واحد بود .
و چون ايلچى به خانهاى كه قبل از ورود برايش مهيا و آماده ساخته بودند تخمينا ساعت يازده ( 11 ) رسيد و دستههاى سپاهيانى كه به جهت احترامش مقرر شده بودند بيرون آمده وصف احترام بسته سلام نظامى مىدادند و ايلچى و صاحبان و همراهيان از اسبها پياده شدند و به مجلس پذيرائى رفتند و در آنجا به تعارفات رسمى پرداختند و چون همگى نشستند ايلچى فرمان داد تا شربت و شيرينى بياورند . مگر صاحبان مذكور چون از زحمات صبح در صورت ايلچى احوال خستگى مشاهده كردند محض آنكه آن جناب از خستگى برآيند و قدرى بياسايند بالاتفاق رخصت انصراف طلب داشته آن جناب نيز در كمال نرمى قبول فرموده و ايشان رخصت انصراف يافته بيرون آمدند . [ 21 ]
و ايلچى لباسش نهايت اعلى و زيبنده و زينتهاى گرانبها پوشيده و درخشان و نمايان بو و همراهانش نيز در غايت ممتازيت ايرانى آراسته و اسبان يدك گورنر صاحب بهادر و صاحبان عظامى كه آن روز همراهى كردند نهايت نمايان برآمدند و ازدحام فرنگى و بومى به حدى بود كه گوئى تا به خانهء آن جناب يك جمعيت واحد وصل بود و سلام و غايت احترام دربارهء اين اجنبى عاليشأن كه اينچنين موجب تعجب و تماشاى ايشان شده بود معمول داشتند .
* * *
28 نومبر سنهء 1805 ع
( Bombay Courier )
بمبئى كورير 2 نومبر سنه 1805 ع
روز پنجشنبهء گذشته جناب گورنر بهادر به بازديد جناب ايلچى اعليحضرت پادشاه ايران مأمور دربار حكومت هندوستان رفت .
ساعت ده صبح تمام صاحبان مناصب پادشاهى و كمپنى از اهالى سيف و قلم و دريا و خشكى در سراى گورنر بهادر به جهت همراهى گورنر به خانهء ايلچى كه در چنچ پوگلى
( Chinch - pogli )
واقع است جمع آمدند .