و قدرى از ساعت ده گذشته سوارى گورنر مع شنليك نوزده تير توپ از توپخانهء هرنبى
( Hornby )
از سراى حكومت بيرون آمدند و با سپهدار سپاه سوار كالسكه شده بدين قرار سواريشان روان گرديد : سواران با طبل و علم - صوبهداران سپاهيان - سى نفر سپاهيان - نيزهداران - پالكىسواران - علمبرداران - نيزهداران - سى تن سپاهيان - هجده رأس اسبان يدك و جمعداران سپاهيان - پنجاه تن سپاهيان - دستهء موسيقى - [ 22 ] چوبداران - مصاحبان گورنر بهادر - كالسكهء مستر كاكرين
( Mr . Cockrane )
- كالسكهء مستر لشمير
( Mr . Lechemier )
- كالسكهء جنرال نيكالز
( General Nicols )
با اتباع ناظر بحريه - و كالسكهء صاحبان عظام .
و تمام راه پوليس
( Police )
تا چنچ پوگلى
( Chinch - Pogli )
صاف مىساخت و از كوچه كه رو به خانهء سفير مىرود سپاهيان فوج پنجم بيرون آمده كوچهبندى كردند و چون سوارى مذكور از ميانهء آنها گذشته به طرف خانهء ايلچى پيچيد سپاهيان مذكور به گورنر سلام نظام مىدادند .
تخمينا ساعت يازده و نيم سوارى مذكور به چنچ پوگلى رسيد و به اشارهء ساز وصولش را خبر دادند و از كرنا و دستهء موسيقى جناب ايلچى جواب يافتند و چون كالسكهء گورنر به در خانهء ايلچى ايستاد خان داماد و ميرزايان به ملاقات گورنر بهادر پيش آمدند و خود آن جناب بر سطح بالاى پلهها به گورنر بهادر ملاقات كرده دست داد و محض اعلان اين ملاقات مسرت علامات شنليك نوزده تير توپ سردادند كه صبح همانروز توپها را برده به چنچ پوگلى گذاشته بودند . و فورا ايلچى گورنر را به مجلس بزرگ برده روى كوچ به دست راست خود نشانيد و طرف راستشان ركاردر
( Recorder )
نشست و اعضاء شورا و صاحبان عظامى كه همراه آمده بودند نشستند و هركدام كه داخل مىآمدند به ايلچى سلام داده و هركسى به جاى خود مىنشست و طرف چپ ايلچى دو پسرهاى مرحوم ميرزا مهدى على خان ( نواب ميرزا مهدى على خان حشمت جنگ بهادر وكيل سابق [ 23 ] كمپنى در بوشهر را بر كرسيها نشستند .
ميرزايان و نوكران برگزيده خان موصوف .
و بعد از پرداختن مراسم تعارف گلاب و قهوه و قليان آوردند و بعد از آن شربت و شيرينيهاى ايران بر مجموعههاى نقره حاضر كردند و اين ضيافت از جانب ايلچى در كمال نرمى و اعتنا دربارهء مهمانان به عمل آمد و از اين قبيل انتظام و آداب كه اين اعمال