تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
( Malesherbes )
به قيد خانه درآمد و پادشاه را ديد كه در گوشهء تاريكى خزيده بسيار ملول و پريشان است . اين داخل آمد و او برخاست و گفت اى مالزهرب
( Malesherbes )
حالا دو ساعت است كه در اين فكرم كه آيا در مدت پادشاهيم كى من مستحق چنين جزا و سزاى رعيّت شدم و حالا كه من پيش‌روى حاكم عادل مىروم اى مالزهرب به تو مىگويم كه پيوسته من نيكى رعيّت را مىخواستم ، و به وداع زن و فرزند پرداخته اضطرابش قدرى كاست و به جز رضا و تسليم چاره‌اى نديد و يك مهر و يك انگشترى و قدرى مو به رسم يادگار به خدمتكار سپرده و از قيد خانه بيرون آمد و به سوى قتلگاه كه در پاريس واقع و تاكنون به نامش موسوم است ميدان لوئى پانزدهم
( Louis XV . )
روان گرديد و چون تيغ سهمگين مرگ بر وى فرود آمد قصيصى كه پهلويش ايستاده بود دستهاى خود را به سوى آسمان كشيده گفت اى فرزند سن لوئى به آسمان پرواز كن و سن لوئى
( St . Louis )
يكى از ائمه نصارى است . خلاصه چون فتحعلى شاه از فرستادهء ناپليون
( Napoleon )
نام پول و لشكر شنيد ملايمتر گرديده اين ملاحظه به خاطرش راه يافت كه آيا دولت انگليس معاونت پول و لشكر خواهد داد ؟ و [ 14 ] آيا به موجب عهدنامهء ملكم
( Malcolm )
رفتار خواهد نمود ؟ و به توسط محمد نبى خان از مستر جنس
( Mr . Jones )
باليوز بغداد اين سؤالات را نمود و منتظر جواب آمد و به صلاح‌ديد خان موصوف از فرنسيسان دورى مىنمود كه درين بين رومين
( Romien )
در طهران فوت شد و تا وصول روبى
( Ruby )
نامى مهمات سفارت ناتمام ماند و حسب الاشارهء خان مذكور مستر جنس
( Mr . Jones )
نامه‌هاى ملايمت‌انگيز وعده‌آميز به طهران مىنوشت و شاه را از دوستى فرنسيسان بازمىداشت تا آنكه باز به صلاحديد خان موصوف به جهت تصفيهء اين امور مستر جنس
( Mr . Jones )
به اسلامبول شتافت و ايلچى پادشاه خود را كه مقيم آن ديار بود به مدافعهء فرنسيسان از خواب غفلت بيدار ساخت و شاه نيز درين آوان نتيجهء سفارت محمد نبى خان را به هندوستان و مذاكراتش با حكام آن سامان در بهار 1806 شنيد كه فرمانفرماى هندوستان مسئلهء ايران و روس را به رأى ديركتران
( Diectors )
كمپنى حواله نموده و دو سال تمام است كه وزراء پادشاه انگليس هنوز بر فيصله و انجام اين مسئله مشغول مذاكره هستند و هنوز ناتمام است . شاه اين را به نظر تعجب مىديد و كارگذاران كمپنى در پايان مسئوليت اين امر را
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 213 | ايرج افشار