منستى رسانيدم »
و علاوه بر اين لك روپيه فوق پنجاه هزار روپيهء ديگر از مستر جنس باليوز بغداد در بغداد گرفته بود كه اين يك قلم بعد در تفريغ محاسبهء كلكته به حساب آمد - و در اين عرصه چنين معمول بود كه مأمورين طرفين براى تسهيل عمل به يكديگر [ 9 ] گاهگاهى معاونت پولى هم مىكردند . چنان كه محمد نبى خان نيز در چمن سلطانيه به تاريخ هشتم جولائى 5734 تومان سكهء ايران به مستر منستى قرض داده از او تمسك گرفت كه در بغداد به حاجى حسين تيكمهچى يا پسرش عند المطالبه كارسازى نمايد و تمسكش موجود است - چنان كه داماد مرحومش مصارف سفارت را به عهدهء خود گرفته بود او نيز مصارف سفارت را برعهدهء خود گرفت . لكن گمرك ارسال و رسول مال التجاره چه از ايران به هندوستان و چه از هندوستان به ايران براى او معاف آمد و سرهرفرد جنس مىگويد كه از اين ممر تخمينا هفت لك روپيه عايد وى گرديد .
به علاوهء منافع ديگر آمد و رفت سفارت درخشندهء جنرال ملكم بهادر آوازهء جوانمردى ملّت انگليس را در ايران به جائى رسانيده بود كه ضرب المثل گرديدند و عوام الناس از آن ملت تحصيل پول را بسيار سهل مىشمردند . پس محمد نبى خان محض بلندى نام و آوازه پادشاه و ملت ايران در اين مقام مىخواست با وى مقابله نمايد و نام ايرانيان را در هندوستان به نيكى انجام دهد . چنان كه به موجب تاريخ مذكور حين نزولش در بمبئى و كلكته اسبان يدك و سوارى خود را به نعلهاى سيم و زر نعلبنديهاى سست كرده بودند كه در كوچه و بازار افتاده نصيب تماشائيان مىآمد .
خلاصه محمد نبى خان از طهران به بصره آمده و به جهت سفر هندوستان تداركات شايان مىديد و مهمات تجارت و خانهء بصره را به دامادش آقا نظر على سپرده بود و آخر الذكر نيز در اين آوان چون با نعش مرحوم حاجى محمد خليل خان به بغداد رفته بود خانه را به حاجى فضلعلى نامى شوشترى سپرد .
خلاصه از بصره [ 10 ] به بوشهر آمده و گروهى انبوه از خدم و حشم دورش جمع آمدند و آقا نظر على نيز در رسيد و ميرزا محمد ابراهيم كازورنى « نادرى » « 1 » كه والدش طبيب بود و در اوايل سن به شيراز رفته و كسب كمالات نموده و نظر به وزن فطرى به
هامش
( 1 ) . اين شخص مؤلف رسالهاى است در سفر و احوال جنوب ايران كه در عهد محمد شاه به رشتهء تأليف درآورد و دكتر منوچهر ستوده آن را به طبع رسانيده است ( ايرج افشار ) .