بر ديركتران لندن انداختند و چون شاه نيز بوى حلف وعده به مشامش مىرسيد حيران ماند و نامه به ناپليون
( Napoleon )
نوشته به مسيو اوترى مترجم سفارت فرانسه كه بعد از فوت رومين
( Romien )
مقيم طهران بود سپرد و او به آهستگى تمام از طريق بغداد عازم اسلامبول گرديد و ميرزا رضاى قزوينى ايلچى ايران كه مأمور وصول اردوى ناپليون بود در راه به وى رسيد و اين ميرزا رضا همان ميرزا رضائى است كه در فنكستين [ 15 ]
( Fenkestein )
عهدنامهء فرانسه و ايران را انعقاد داد و دستور العملى كه از طهران همراه آورده بود اين بود كه پادشاه ايران به طريق التماس به امپراطور پيش نيامده و طريقهء مساوات مسلوك داشته و از هجوم روس به كلى ترس و بيم ظاهر نساخته و به خلاف آن اعدام روسيان را از تكاليف واجبهء سلاطين دولتين و دشمن پادشاهان فرانسه و ايران دانسته ايران از اين و فرانسه از آن سمت به دفعش پردازند و هرگاه فرانسيسان عزم نمايند لشكر ايران از راه كابل و قندهار حاضر و آماده گرديده مىرسند و جهت گذار به هندوستان هرگاه فرنسيسان را يك جائى براى موقوف و يا مركز جهازات جنگى در خليج فارس در كار باشد در پايان تنبيه رفته بود كه عدم رضايت اظهار داشته بگويد كه هروقت كه يك ايلچى معتبرى به جهت استحكام و روابط دوستى مقيم طهران شد اين مطلب ملاحظه خواهد شد .
و به جهت پيشرفت خيالات ناپليون هيچ جوابى از اين مناسبتر نبود و جنگ مشكوكهء ايلا
( Eylau )
نيز در اين هنگام انجام يافت و فرنسيسان براى اعدام قوت انگليسيه به اطراف شرق و غرب عالم دستاندازى مىكردند . بنابراين يك عهدنامه به موجب ميل و خاطرخواه دولت ايران با ميرزاى سابق الذكر بسته و به جهت تبليغ اين خبر و نگاهدارى فتحعلى شاه به شروط عهدنامهء مذكور مسيو جوبرت
( M . Jubert )
نامى را به طريق رسالت به طهران فرستادند و بعد از چند ماه به جهت انعقاد عهدنامهء تيلسيت
( Tilsit )
كه روابط دول ثلاثهء فرانسه و انگلستان و روس را به كلى تغيير مىداد جنرال غاردان
( General Gardanne )
را به سفارت ايران مأمور ساخت و چنين دستورالعمل دادند كه شروط عهدنامهء مذكور را تا مىتواند تخفيف دهد و اين فقره منافى فوايد پادشاهى است زيرا كه [ 16 ] فقط در اين دستورالعمل از خيالات باطلهء فرنسيسان كه مقصود واحدشان استيصال انگليسان و مقابلهء با ايشان بود ذكرى نموده و از مقابلهء روسيه و ارسال سپاه بىكران به سوى گرجستان و مساعدهء پولى به كلى يادى