شعر و شاعرى مايل گرديده بود و اين ميرزا ابراهيم آدمى است بسيار خوشحال و به دل نزديك و شاعرى سريع الخيال و همدمى نيكواحوال و صاحب ديوان و مثنويهاى مشرق الاشراق و قبلة الاعيان و زبدة الاخلاق و انفس و آفاق و گلستان خليل است و اين شعر از اوست :
شكيبا بخش جان ناتوان من توئى بىتو * شكيبا چون توانم ساخت جان ناشكيبا را
دام زلف آن دل آرام از دلم آرام برد * دل ز آزادى نبرد آن لذتى كز دام برد
و خواجه اوانوس ارمنى بوشهرى خزينهدار سفارت آمد و حين بيرون آمدن ايلچى از خانه منجّمين ساعت نيك مىديدند و اتفاقا يك ستارهء نحسى پيش روى دروازهء خانه مقابل مىآمد و به طرفى كه منجّمين حكم مىكردند بدبختانه دروازه نبود .
پس ديوار خانه را شكافته بيرون آمد و سوار جهاز شده روانهء مقصد گرديد .
چون در تاريخ سفارت حاجى محمد خليل خان موضع امور ملكيّهء فيما بين دولتين عليتين و جهت سفارت نواب ميرزا مهدى على خان حشمت جنگ بهادر و سرجان ملكم بهادر عليحده مذكور شد ( و آن رفع زمان شاه است كه با دويست هزار نفر تا پيشاور رسيده بود و آن مرحوم به اسهل وجهى صورت [ 11 ] داده و برادران زمان شاه محمود و فيروز را كه در طهران مهمان و اميدوار شاه بودند چهل هزار روپيه داده در ممالك شرقيه زمان شاه فتنهآرا نمود به نوعى كه زمان شاه بيچاره دستپاچه شده به هرات برگشت و از اين برگشتن مقصود بزرگ دولت انگليس حاصل گرديد ، لهذا به نگارش موضع امور سفارت محمد نبى خان به هندوستان و مقاصد دولتين عليتين انگليس و ايران بر سبيل اجمال مىپردازيم .
آنكه در سنهء 1802 دولت فرانسه بخصوص رفع روسيه اظهارات شايسته نمود كه عساكر ايران و فرانسه متفق گرديده به دفع روسيه پردازند و هر قدرى كه از ممالك روسيه ملك بگيرند بالمناصفه ما بين دولتين تقسيم شود . وكلاء فرانس در ايروان و طهران مقرر آيند و شاه اين اظهارات را نپسنديد و شاهرخ خان نامى اين نامهها را به حضور پادشاه آورد و اين را صحيح پنداشته اتفاقا معلوم گرديد كه ساخته و پرداختهء فرنسيسان است كه بعد از تخليهء شامات در آن ولايات ماندهاند و تمام ولايات غربى آسيا را به انواع كارهاى فتنهانگيز مشوش ساخته و ارترى روسوو پانتو كولانت و كارانسز
( Outrey Rousseau Pontecoulant Corances )
پيشوايان ايشان حالا فرصت