صورت فرمان همايون
گرفت خاتم شاهى ز قدرت ازلى * قرار در كف شاه زمانه فتحعلى
[ 6 ]
بسم الله شأنه العزيز - آنكه قرهء باصرهء خلافت و غرّهء ناميه تاجدارى و سلطنت حسينعلى ميرزا به عنايات و الطاف پادشاهى معزّز و مباهى بوده بداند كه در اين وقت عاليجاه رفيع جايگاه عزت و سعادتپناه ، مجدت و نجدت و مناعت دستگاه ، اخلاص و ارادت آگاه ، مقرّب الحضرت العلية العالية محمد نبى خان ملك التجار وارد آستان عدالت اركان و شرفياب حضور مهر لمعان و مورد تفقدات و نوازشات بىپايان خسروانه گرديده بنا به ظهور قابليت و آراستگى عاليجاه مشار اليه را به خطاب خانى و شغل ملك التجارى ممالك محروسه و خدمت سفارت سربلند و قيموميت عاليشأن سلالة الاعيان آقا محمد اسماعيل و ورثهء مرحوم حاجى خليل خان را نيز به او تفويض و از درگاه معدلت مبانى رخصت انصراف ارزانى فرمودهايم . از اينكه عاليجاه مشار اليه از دولتخواهان و خدمتگذاران شوكت جاويد اثر و نهايت مرحمت و عنايت دربارهء او مركوز خاطر خطير عدالتگستر و منظور نظر انور آن است كه اموال صغير به معرض تلف درنيايد و تمامى را عاليجاه مشار اليه حسب الشرع انور به نوعى كه مصلحت مىداند جمعآورى به تاجرين صاحب ديانت داده كه از براى صغير معامله نمايد . بنابر آن به آن فرزند امر و مقرر مىشود كه مال مرحوم مزبور در هرجا و هر ولايت و محل در نزد هركس بوده باشد و عاليجاه مشار اليه به آن فرزند اظهار نمايد محصل و آدمى تعيين كه تمامى را بدون استماع معاذير ناموجه وصول و مهمسازى عاليجاه مشار اليه [ 7 ] نمايد و نگذارد كه دينارى تلف شود و اموال مرحوم مزبور در نزد هركس بوده باشد هرگاه در اداى آن مساهله بورزند عاليجاه مشار اليه به آن قرة العين اظهار خواهد كرد ، بايد حسب المقرر معمول دارد و توجهات شاهانه را شامل خود داند در عهده شناسد - تحريرا 1 شهر صفر المظفر سنهء 1218 هجريه .
و مستر منستى
( Mr . Manesty )
باليوز بصره كه در اين آوان از جانب جناب جلالت مآب نوئين اعظم ماركوئيس ولزلى
( Marquis Wellesley )
بهادر به جهت ابلاغ تعزيتنامهها و تفصيل واقعهء قتل حاجى محمد خليل خان مأمور دربار ايران و به