مراسلات و سابقهاش با درباريان طهران حصول وصولش را به حضرت پادشاه مذكور به سهولت ميسر گردانيد و چنان كه در تاريخ جداكانهء سفارت حاجى خليل خان به هندوستان به سلك تحرير درآمد اعليحضرت شهريارى او را به لقب ارجمند خانى و خدمت سفارت مملكت وسيع الفضاى هندوستان و استعمال لباس دربارى و جيقه و زين و لجّام مرصّع معزّز و مباهى گردانيده رخصت انصراف داد و انجام نافرجامش به هر كس معلوم است كه حاجت تشهير ندارد .
و چون به تاريخ بيستم جولاى سنهء 1802 حاجى محمد خليل خان در بندر بمبئى بلا وصيت و تعيين وصى شهيد گرديد يك پسر خردسال محمد اسماعيل نام از وى بازماند بطنى شهربانو خانم و يك زنى حنف خانم و يا به موجب تاريخ سرهرفرد جنس فاطمه خانم تركيهء بصره و اموال كثيرى از آن مرحوم در بصره و جاهاى ديگر نزد هركس باقى مانده بود كه نمىدادند . و مأمورين دولت عليهء عثمانى به جهت دعاوى حنف خانم سيوم بار به نكاح آقا محمد نبى درآمد و مأمورين عثمانى از اين به بعد در امورش مداخله [ 5 ] ننموده و امالش را تصرف دادند و اين حنف خانم قبل نكاح با حاجى محمد خليل خان زن حاجى يوسف پاشا قپطان پاشاى عثمانى بود .
و از اين تاريخ آقا محمد نبى به جهت تكميل امور سفارت كه از قتل حاجى محمد خليل خان ناتمام مانده بود با دربار طهران بناى مراودات و مراسلات گذاشته و به ملاحظه ناتمامى امور سفارت و دوستى دولتين عليتين انگليس و ايران چنين مقرر آمد كه مهمات سفارت را به وصيّش سپارند و اولياء دولت سابق الذكر به وكلاء خود دستورالعمل مخصوص به ايران فرستادند كه يك شخص امين معتبرى كه از فر بزرگى آگاه و خيرخواه باشد براى اين كار انتخاب نمايند . پس آقا محمد نبى را كه در اين وقت به شغل ملك التجارى ممالك محروسهء پادشاهى مشغول بود انتخاب نمودند و او حسب الطلب اعليحضرت پادشاهى از بصره و راه بوشهر و شيراز به طهران شتافت و شرفبار يافت و مانند داماد مرحومش به لقب ارجمند خانى و خدمت سفارت هندوستان و قيموميّت همشيرهزادهاش و وراث حاجى محمد خليل خان و استعمال لباس دربارى و جيقه و زين و لجام مرصع و نواختن كرناى وى را مفتخر داشته و به بوشهر و بصره و بغداد معاودت نمود و چهل هزار تومان در اين سفر خرج كرد ( يك لك و شصت هزار روپيهء سكه ) .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٠٧