محمد تقى نبيرهء ميرزا محمد على خان شوشترى پرسيدم چنين گفت كه اسباب سوارى شايد مال نواب رئيس الامرا باشد كه در آن وقت نزد اعاظم انگليسيه صاحب جاه و رتبه و دستگاه به شمار مىآمد و چون محمد نبى خان هنگام تفريغ محاسبات شخصى خود با كمپنى در كلكته موازى پنجاه هزار روپيه از نواب عمدة الامراء مدراسى كه از وكيل مرحوم حاجى محمد خليل خان در مدراس به سبيل قرض گرفته بود دعوى مىنمود و چون ديون نواب را كمپنى به هركس مىداد او نيز از كارگذاران كمپنى چنين خواهش نمود كه آن را در حساب ديون واقعى نواب داخل نموده مجرى دارند ، دور نيست كه نوابان مذكور از يك خانوادهاند .
خلاصه مأمورين كمپنى به ورود بمبئى كمال احترام دربارهاش اجراى داشته در خانهاى كه حالا به بهرام جىهال
( Byram Jeehall )
« 1 » اشتهار دارد منزل دادند و در قليل ايّامى ميانهء اتباع سفير و سپاهيان كمپنى كه براى احترامش مأمور بودند نزاع واقع شد و چون براى تسكين اين نزاع حاج موصوف از بالاخانه قدم بيرون نهاد اتفاقا يك گلولهاى آمده و به حاجى محمد خليل خان خورده او را به رتبهء شهادت رسانيد . 22 ماه مى سنهء 1802 وارد و 20 جولاى سنهء مذكور به قتل رسيد . مدت حياتش در هندوستان [ 9 ] فقط چهل و هشت روز بود .
و چون اين خبر ناگوار به توسط يكى از جهازات حربى پادشاهى به كلكته رسيد تأثير عظيم به خاطر ماركويس ولزلى بهادر و اركان دولتش روى داد و هرچه لازمهء ابراز تعزيت و سوگوارى و تأسف بود حد المقدور به عمل آمده . چنان كه از قلعهء كلكته كه مقر رياست آن دولت است معادل شمار عمر شريفش شنليكها كردند و تمام دربارها و ميهمانيهاى رسمى موقتا موقوف آمد و بمبئى و مدراس و كلكته هريك عليحده به مراسم تعزيت پرداختند . و بعد از وصول سفينهء جنگى مذكور به دو روز از اخبار رسمى كلكته چنين معلوم شد كه براى انجام اين كارها با ورثهء مرحوم حاجى محمد خليل خان ميجر ملكم
( Major Malcolm )
روانه بمبئى خواهد شد .
اعلان جناب اشرف الاشراف فرمانفرما و غيره و غيره و غيره به اقربا و خويشان مرحوم حاجى محمد خليل خان سفير سابق اعليحضرت پادشاه ايران به فرمانفرما در كونسل
هامش
( 1 ) . به فارسى بهرام و به لاتين بيرام آمده .