آمده انگريزان اينچنين سرانجام مىدارند . در آن وقت عبد اللطيف خان فرمودند كه اين لوازم جلودارى از سركار نواب صاحب قبله كه در اين شهر استقامت [ 7 ] مىدارند آوردهاند .
خان صاحب مغفور بر اين معنى اطلاع يافته بعد از چند يوم همراه عبد اللطيف خان بنابر ملازمت نواب صاحب قبله تشريففرما شدند و نواب صاحب هم كمال تعظيم و تكريم از ملاقات خان صاحب مغفور فرحت حاصل نمودند چندى توقف فرمودند . در آن وقت به استفسار نواب صاحب آمد كه جنابعالى را صاحب زادهءاند در آن حين به زبان گهرافشان فرمودند كه در ايران احدى صغر مناند . اين معتقد آئين را معلوم شد كه جناب گرامى باشند و خان صاحب مغفور تا لب حيات با نواب صاحب قبله كمال ربط و اتحاد مىداشتند . گاهى . . . « 1 » بعد از آن واقعه عظيم رويداد كه حاجت تشهير ندارد .
آنچه كه هايله به ظاهرا گذاشته آن است اين عاجز اطلاع مىدارد . اما از باطن وقفيت ندارد . البته به سماعت گرامى رسيده باشد و بعد انتقال خان صاحب مغفور خواهرزاده به جاى مرحوم مقرر نمودند از اسم عالى فراموش شده . و بعد از چند روز خواهرزادهء خان صاحب جنت مكان مع نعش مبارك روانهء ايران ساختند .
من بعد جناب مرحوم محمد نبى خان صاحب كه خالوى جنابند به جهت امور سفارت بمبئى تشريففرما شدند و چندين ماه توقف ورزيده راهى كلكته شدند . و به سماعت آمد از كلكته روانهء ايران شدند . حالا به خدمت عالى منزلت التماس اين است كه آنچه اشفاق مرحوم قبله گاهى بر نواب صاحب و قبله بود همين عنوان مايهء عاطفت حضور فايض النور بر حال اين خيرانديش مبذول دارند . از غريبنوازى بعيد نيست .
بلكه اين مخلص دعاگو به جاى نواب صاحب و قبله و جنابعالى را تصور مىنمايد و نيز معروض خدمت و الا و آنكه خطوطهاى عاجز روانهء بندر بمبئى مىشوند . گرامى مرضى باشند خطى به نام عاليشأن [ 8 ] محمد على خان شوشترى كه وكيل جناباند مرحمت مىفرمايند اين نيازمند روانهء آن حدود كرده باشد . زياده از اين مصدع اوقات گرامى شود ظل عاطفت بر فرق نيازمندان مدام باد ، رب العزة و العباد .
( امضا ) مخلص عقيدت آئين غلام محى الدين
اگرچه از اين كاغذ نام نواب موصوف معلوم نيست لكن حين نگارش از آقا
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .