به اهل قريهء مزبور فروخته خود در جاى ديگر [ 134 ] ملك ابتياع نمود . مالكين زراعت را ضبط نموده آن قريه را مخروبه و بلاسكنه گذاردند .
از آنجا به خرمدره وارد شده به خانهء يوسف نام پسر مرحوم زين العابدين بيك چاپارباشى عبد الله ميرزاى داراب پسر خاقان مغفور منزل نمود .
مذكور شد كه صائين قلعه و ابهر « 1 » و خرمدره خالصه و سپردهء محمد تقى خان افشار است . مشار اليه اينها را به نوروز على خان امير آخور خمسه سپرده خود او در ابهر « 1 » كه به قدر دو هزار خانوار جمعيت دارد مىنشيند .
صائين قلعه و خرمدره را به غلام بيك نايب واگذار كرده است . اينجا به قدر پانصد خانوار جمعيت و يك حمام رعيتى و سى دكان و بيست و پنج باب كاروانسراى بارانداز و مساجد زياد دارد . اما مسجدى كه نماز جماعت در آن خوانده مىشود يك مسجد بزرگ رعيتى است . ملاهاى معتبر آن قريه آخوند ملا قاسم و ميرزا عبد الباقى و ميرزا احمد است . چهارصد و هفتاد تومان نقد و يكصد و هفتاد خروار جنس ماليات دارد .
خرمدره جايى است باصفا ، پرآب و كثير الاشجار . باغاتش همه نزديك و اراضيش سبز و خرم . حقيقت اسم با مسمّى موافق است . در عرض راه منزلى به اين صفا و هوا ديده نشد . مىگفتند كه به رعايا بد مىگذرد . در سنهء ماضيه حاصل اينجا از بىآبى سوخت . امسال باران خوبى آمد ولى ده بيست روز قبل باد گرمى عقبش وزيدن گرفت كه حاصل [ 135 ] را به كلى ضايع و معيوب نمود . در خرمدره آب زياد است . عيون بالاى باغات داخل هم شده از وسط قريه جارى است . اما اين آب را به باغات دوردست وصلتى نيست . بايد از قنات مشروب شوند . مذكور بود كه در اينجا هفده قنات دارد . اما مياه آنها به قدر كفايت نيست .
در همانروز قريب غروب آقا سيد حسين روضهخوان قزوينى آمده مذكور داشت كه ده پانزده روز قبل در يانبلاغ سه فرسنگى قزوين يك نفر قزوينى را كشته بودند و نيز مىگفت كه ابو طالب نامى است از طايفهء شاهسون قورت بيگلو خودش با بيست نفر سوار در طرق و شوارع ليالى را در طواف اطراف ، و منزلشان در جبال خمسه است . اغتشاش راهها بطورى است كه شبها قافله را با بيست نفر سوار عبور غيرمقدور است . بل روزها را نيز حتى المقدور از صرف سعى و بذل جهد در چاپ و چپو مضايقت
هامش
( 1 ) . اصل : عبهر .