كرشكين را نداشتند . اجماعا نزد اين بنده آمده بناى شكوه و شكايت را گذاردند . اين بنده از همه دلجويى كرده قرار داد كه صباح آنها را همراه برده در كمال آرامى و عدم استعجال طى مسافت كرده تا همراهان كه بعضى پياده و بعضى الاغسوار بودند عقب نمانند . يكى از آنها آقا سيد حسين روضهخوان قزوينى بود . بعد از آنكه كمال انسانيت را ديد دعاگوى وجود ذيجود ملازمان جنابعالى « 1 » شده به شكرانهء اين مطلب و اخذ خرجى راه قصيدهاى انشاء كرده آورده قرائت نمود . آن قصيده را در جوف اين كتابچه گذارد از شرف لحاظ مبارك خواهد گذشت .
روز پنجشنبه بيست و ششم -
به طرف كرشكين كه تقريبا شش فرسنگ مسافت داشت [ 138 ] روانه شد . از قريه كه بيرون آمد ابهر « 2 » از طرف يمين نمايان بود .
مىگفتند كه يك فرسنگ بيش مسافت ندارد . راه سياهدهن بهتر ولى يك منزل دور تر و چاپارخانه و سيم تلگراف از آن طرف است . سابقا عبور به اين راه معمول نبود . در ابتداى اين دولت جاويد آيت كه خطهء ايران حلاوت امن و طراوت امان يافته اين راه معمول گرديد .
از قرابلاغ كه دو فرسنگ مسافت داشت گذشته به خانهء صمد نام رسيده آنجا منزل نمود . دو قريه هم قرب كرشكين از جهت يمين واقع و موسوم به هفت صندوق و آقبلاغ است .
كرشكين پنج دانگش ملك حاجى ميرزا يحيى واعظ قزوينى و مابقى ملك ورثهء آقا سيد جواد مجتهد قزوينى است . اينجا به قدر دويست خانوار جمعيت و ده دكان و يك حمام و يك مسجد دارد و ده در وسط قلعه واقع و باغاتش نسبت به باغات خرمدره كمتر است .
روز ورود را باد گرم شديدى وزيد كه براى حاصل مضرّ و به جهت ميوه مفيد بود . حاصل آنجا همه ديمى است . آبى هيچ ندارد . امسال بواسطهء قلت باران حاصلى نشده است .
روز جمعه بيست و هفتم -
به طرف قزوين كه تقريبا شش فرسنگ مسافت داشت حركت نمود . در عرض راه از قراى انداج و اشتجين كه از طرف ايمن و ايسر آن
هامش
( 1 ) . اشاره است به مخاطب گزارش .
( 2 ) . اصل : عبهر .