تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
التيام گرديده مجلس دوستكامى و دوستگانى را زينت افزود و سيماى سلماى توالف روحانى را ارغوانى نمود .
« فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
9 كه از آن روز باز كه بازوى رجا به اجتناى ازهار مرافقت از اشجار درست پيمانى راست و حصول اسباب موافقت فى ما بين به كارگزارى قوافل ودوولابى ؟ ؟ ؟ كم و كاست گرديده هر روز بدين‌گونه جام مرام از مدام تعطفات جمجاهى مالامال و بهره‌يابى از فوايد مراد منتج الصلاح و السداد در سرحد كمال است . [ بيت ] :
صلاح جهان آن‌گه آيد پديد * كه از مشرق ، اين صبح صادق دميد
مهندس طبع والاى خاقانى كه كارنامه‌ساز آن روضهء رضوانى و قطعهء جنانى است بعد از تأكيد بنيان اكيد و داد و تشييد اساس رصيص اتحاد ، به معمارى همت خورشيد - خاصيت قوىبنياد و كارگزارى نهمت دوستى امنيت صداقت‌معتاد ، در باب سليمان بدنهاد به وساطت خامهء مانوىنژاد ، بدين نهج در نقش و نگار آن كاخ مراد افزوده كه چون سليمان مردود ( 235 ب ) از رداءت طينت و خباثت جبلت ، سلب حقوق نعمت آن شهريار دارا درايت نموده ، از غايت پندار در ترك شيوهء عصيان و طغيان ، مقيد به نصيحت و پند و تخويف و انذار آن خسرو عالىمقدار نشده است ، محافظين ثغور و گماشتگان سرحد منصور به تدارك مفاسد آن محيل فاسد و اتباع به امر واجب الاتباع
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ »
10 مأمور گشته و بنابر استقرار سررشتهء موالات و استمرار طريقهء مصافات چشمداشت انكشاف صباب نوايب و فتن و انقشاع سحاب مصايب و محن از آن سرحدات جهت انتظام احوال عباد و التيام امور بلاد از نواب همايون ما فرموده‌اند ، نور حبور اين خواهش دوستانه كه باعث آرامش آسودگان ظلال نخل شوكت و اقبال جانبين و سبب 11 آسايش غنودگان سايهء بال هماى حشمت و اجلال طرفين بود ، روشنىبخش ساحت آمال محب صادق البال گرديده محافل اختصاص را بهشتى نمود و در مراتب تولاى آن ذات والاى جهان ، جهان افزود . اتفاقا از اقتضاى قضاى خالق بىچون و مقتضاى ارباب الدول ملهمون ، قبل از وصول نامهء نامى همايون و اطلاع بر اين مضمون مؤالفت‌مشحون بر خاطر خطير پرتو وضوح افكنده بود كه لشكر جرار آن خديو ( 236 آ ) عدالت‌شعار جهت اعلاء كلمة الله الملك المبين و اعتلاء اعلام دين مستبين ، مشغول كارزار با كفار نابكار سقر مكين‌اند و بازداشتن ايشان از اين كار خيريت ضمين ، سزاوار رأى رزين نبود . و سليمان تبه‌روزگار كه اولا به اعتبار مكاوحه با منسوبان آن دربار آسمان‌مدار و تسخير قلاع و بقاع آن سمت ميمنت‌آثار اقتدار يافته بود ، روز به روز در ازدياد مواد لجاج و عناد و كاوش با حكام اين سرحد و قبايل اكراد منسوبين اين خالص الوداد كوشش مىنمود ، صوفيان خاندان صفوت‌نژاد از رهگذر حميت جبلى خداداد بنابر آنكه با منتسبان آن آستان عدل و داد نيز يكرو نموده بود ، بيش از اين تاب معادات او نگشته عالىجاه بيگلربيگى قلمرو